همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
در جنگ جهانی دوم، آشنایی اوا، نوجوان شانزده ساله، با مرد مرموزی به نام تودور، که با غیبشدنهایش به رابطهشان آسیب میزند، تجربهای از زنانگی را برای او رقم میزند.
در سال 1979، یک خانواده هندی به امید زندگی رویایی به آمریکا نقل مکان می کنند. وقتی که پسر 10 ساله آنها اسمیت با دختر همسایه دوست می شود ، تمایل او برای تبدیل شدن به یک "پسر خوب" او را بیش از هر زمان دیگری از ایده آل های خانواده اش دور می کند...
فیلمی درام در روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 و با محوریت یک دختر سطح بالا در منهتن که با چالش های دوست ، مشتریانش و کارش روبرو می شود....
رایتن بیچ نیویورک. «لنرد» (فینیکس) جوانی دل شکسته از رابطه ای ناموفق به نزد ناپدری مهربانش، «روبین» (ماشونوف) و همسر او، «روت» (روسلینی) بازگشته است. پدر و مادر که نگران افسردگی و تنهایی پسر هستند می کوشند تا دختر یکی از دوستان خانوادگی، «ساندرا» (شا) را با او آشنا کنند. البته «ساندرا» خیلی زود به «لنرد» علاقه مند می شود. در حالی که نظر خود «لنرد» را دختری در همسایگی به نام «میشل» (پالترو) جلب کرده است...
«جن کورنفلدت» زنی است که مرده ایده آلش، «اسپنسر» را پیدا می کند و بعد از آشنایی مختصر، آن دو با هم ازدواج می کنند. اما زندگی شاد آنها تا زمانی دوام می آورد که در تولد سی سالگی اسپنسر آنها می فهمند جایزهای چند میلیون دلاری برای سر او تعیین شده است. قاتلانی که قصد جان او را دارند، مدتهاست که این زوج را تعقیب می کنند و ممکن است هرکسی باشند: دوستان، همسایه ها و ….
تاکمورا هیچ دوست و خانواده ای ندارد. او دانشجوی حقوق است اما جاه طلبی خاصی ندارد. یک نفر به او پیشنهاد می کند که بدهی قمار قابل توجه تاکمورا را بپردازد اگر دانش آموز او را در سفری در سراسر توکیو همراهی کند...
لوسی هیل (رنی زلوگر) در یک شرکت بزرگ تولید مواد غذایی در میامی کار میکند اما مسئولان کمپانی که از تولیدات خودشان در یک شهر کوچک راضی نیستند تصمیم میگیرند او را به آنجا بفرستند تا مقدمات بسته شدن آن کارخانه را فراهم کند...