ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
داستان مردی که تنها به یک چیز علاقه دارد، عکسهایی که او می گیرد و پوشش مردم را نشان می دهد. عکاس هشتاد ساله نیویورک تایمز که دو ستون در بخش روش زندگی داشته و با اینحال هیچکس او را نمی شناسد...
یک کاراگاه سرسخت در اتاق یک هتل واقع در مرکز شهر لس آنجلس منتظر یک گروه از قاتلین کینه توز می باشد. در طول این شب سرنوشت ساز، او درگیر دنیای دختران، اسلحه و پول نامشروع میشود که...
زمانی که سامانتا هریسون، سرباز گارد امنیت ملی از عراق به خانه بازمیگردد متوجه میشود هیچکدام از آموزش هایی که در آنجا دیده به او در باز گرداندن زندگی اش به حالت عادی کمکی نمیکند. او همچنین در می یابد که برای یک حادثه تیراندازی به نیروی خودی متهم شناخته شده و هدف یک سرباز عقده ای قرار گرفته است...
در اوایل دهه هفتاد،دوقلوهایی توسط مردی به سرپرستی گرفته می شوند تا آنها را تبدیل به ستارگان دنیای راک کند.درحالیکه گروه به موفقیت دست پیدا می کند،"لاورا" آنها را برای نوشتن یک مقاله دنبال می کند...
والتر 41 ساله در نظر دارد کتابی راجع به کارآفرینان آلمانی بنویسد. در یک روز بهاری او با اگنس، دانشجوی 28 سالهی رشته فیزیک آشنا می شود. اگنس پس از خواندن چند داستان کوتاه والتر، از او درخواست میکند داستانی درباره اش بنویسد. والتر از همان نگاه اول عاشق اگنس شده بود، اما پس از گذشت مدتی...
فردریک یک مشاور مدیریت جوان، برای شرکت در یک رویداد خاص تیم سازی دعوت شده است. او و همکارانش در طول این فرایند کاملاً تحت نظر می باشند و اعمالشان ارزیابی می شود و...
یک کشتی یخ شکن به نام Mikhail Gromov درحال حرکت به سمت یک کوه یخی بزرگ است. کشتی در نتیجه در دام یخ می افتد و مجبور است به نزدیکی سواحل قطب جنوب برود ..
"آندری" به پاریس میرود تا قبر پدرِ پدربزرگش که یک افسر در ارتش سفید بوده است را ببیند. او در سنگ قبر بعدی ، چهره یک زن زیبارا میبیند ، تا اینکه طولی نمیکشد به صورت غیر منتظره ای همانند آن چهره دوباره می بیند و ..
در روسیه معاصر. ساشا که یک عکاس زیبا است، عشق خودش که یک هنرمند است را پیدا میکند، اما او به قتل میرسد. پلیس به ساشا مشکوک میشود که قاتل ها او را ساکت نگه داشته اند. ساشا بعد از این اتفاقات تلاش میکند تمام رمز و راز ها را حل بکند.
جک که به دلیل مصرف مواد مخدر مدتی را در زندان گذراند، میخواهد به همسر آلما ثابت کند که آدم جدیدی شده است. به جک شغلی مبنی بر نگهبانیِ یک معدن قدیمی پیشنهاد میشود و او بدون کوچکترین سوالی این شغل را می پذیرد، اما چیزی که جک از آن خبر ندارد، مرموز و خطرناک بودن این معدن است...
در حالیکه "جیمی" در شیلی سفر می کند،از زنی عجیب برای پیوستن به او در سفرش دعوت می کند.اما پس از مدتی اختلافاتی با همراه جدید خود پیدا می کند تا اینکه در ساحل نوشیدنی جادوئی می نوشند!!!
"جک والرین" استخدام می شد تا از مردی که یک دختر زیبای روسی را به شدت مجروح کرده انتقام بگیرد.اما او بین کار جدید خود و مردی به نام "بریل" که به او شانسی برای موفقیت در کارش پیشنهاد می دهد گرفتار می شود و...