اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
دورا، دیهگو و دوستان جدیدشان دل به جنگل خطرناک آمازون میزنند و در رقابتی تنگاتنگ میکوشند تا گنج افسانهای سول دورادو (خورشید طلایی) را قبل از اینکه نیروهای شرور قدرت عظیم آن را به دست آورند، کشف کنند.
روح نژا و آئوبینگ پس از یک فاجعه نجات یافت، اما بدنهایشان در حال نابودی بود. تایئی ژنرن تصمیم گرفت با استفاده از نیلوفر هفت رنگ، بدنهایشان را دوباره بسازد.
سی و هشتمین دوره مسابقات سالانه سامراسلم قرار است در روزهای ۲ و ۳ اوت ۲۰۲۵ (مصادف با ۱۱ و ۱۲ مرداد ۱۴۰۴) به مدت دو شب در ورزشگاه متلایف در شهر ایست رادرفورد، ایالت نیوجرسی برگزار شود.
کوتی، یک مرد ناشنوا و لال با شخصیتی پرشور و عدالتخواه است. زمانی که او در یک آسایشگاه ویژه برای افراد کمبرخوردار مشغول به کار میشود، به دنبال برقراری عدالت است. این تلاشها او را به دردسر میاندازد، تا جایی که با قانون درگیر میشود و همین امر باعث تیره شدن رابطهاش با خواهرش، دوی میشود.
یک کمدی-درام موقعیتی به زبان پنجابی است که حول محور "هارجیت"، یک کارگزار بیمه ناموفق، و مشاجرات بیپایانش با همسرش "پارم" میچرخد. روال روزانه آنها پر از کنایههای طنز، زخمزبانهای نیشدار، و هرجومرجِ قابل درک یک زوج متأهل طبقه متوسط است.
وقتی آنا، یک زن جوان و جاهطلب آمریکایی، برای تحقق رؤیای کودکی خود به دانشگاه آکسفورد میرود، همه چیز در زندگیاش طبق برنامه پیش میرود تا اینکه با یک مرد محلی جذاب و باهوش آشنا میشود که زندگی هر دوی آنها را به شدت تغییر میدهد.
ناتاشا، دختری که رؤیای رها شدن از قید و بند نقشهای سنتی زنانه را در سر میپروراند، قصد دارد مهماندار هواپیما شود. درست در آستانه رسیدن به این آرزو، او به شکلی ناخواسته درگیر ماجرایی هیجانانگیز میشود. او باید سارقانی را دنبال کند که شاهکار معروف، یعنی تابلو مونالیزا، را به سرقت بردهاند.
ماریا بدن، کشاورزی مقتدر و بداخلاق، و پسرش کریستین، در روستایی کوچک زندگی میکنند. زمانی که خبر میرسد قرار است یک کارخانه پنیر صنعتی در روستایشان احداث شود، آنها برای حفظ پنیرسازی سنتی خود دست به کار میشوند. آنها برای مقابله با این پروژه صنعتی به هر کاری متوسل میشوند؛ از باجخواهی و دعوا گرفته تا تعقیب و گریز. این دو برای رسیدن به هدفشان به مکانهای مختلفی مانند نمایشگاه کشاورزی و حتی صحرای مراکش سفر میکنند تا ارزشها و سنتهای خانوادگی خود را حفظ کنند.
یک کارگر چاپخانه که همزمان رهبر یک اتحادیه کارگری نیز هست، مبلغ ۱۰۰ میلیون یورو به او ارث میرسد. این ثروت کلان به جای آنکه خوشبختی برای او به همراه بیاورد، باعث میشود شغل خود را از دست بدهد و زندگی مشترکش نیز به خطر بیفتد.
پسر وزیر پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود ناپدید میشود. افسر رودرا در تحقیقات خود درمییابد که پسر وزیر به همراه دوستدخترش سوار اتوبوس BMTC شده است. نکته عجیب اینجاست که مسیر این اتوبوس ۲۵ سال پیش، به دنبال یک سانحه، تعطیل شده بود. اکنون این سوال پیش میآید که این اتوبوس چگونه دوباره به این مسیر بازگشته است و مانو، پسر وزیر، اکنون کجاست؟
در سال 2080، زمین که میزبان مهاجران بود، بر اثر برخورد شهابسنگ "بولونیا" دچار جهش ژنتیکی شد و انسانها به موجوداتی عنکبوتی با موهای صورتی تغییر یافتند. اما یک قهرمان چینی با نابودی آنها، زمین را نجات داد.
گروهی از بازماندگان ویروس خشم در یک جزیره کوچک زندگی میکنند. وقتی یکی از اعضای گروه برای ماموریتی به خشکی اصلی میرود، او اسرار، شگفتیها و وحشتهایی را کشف میکند که نه تنها آلودهها بلکه سایر بازماندگان را نیز جهش داده است.
پدرسالار، به طور ناگهانی از عالم اموات بازمیگردد. این بازگشت غیرمنتظره، نه تنها مراسم عروسی نوهاش را به هم میزند، بلکه با ایجاد یک پیچیدگی پیشبینی نشده، تمام معادلات و روابط خانوادگی را دستخوش تغییر و آشفتگی میکند
یک مربی تندمزاج برای نجات همسرش از اتهامات کیفری، درگیر نبردی حقوقی با یک افسر پلیس جاهطلب میشود. این درگیری دشمنان را به یک تقابل پرمخاطره میکشاند.
در سرمای زمستان و در میان کوههای آلپ پوشیده از برف، ماری، ۴۵ ساله، برای گذران زندگی، با کمک معشوقهاش الکس، افسر پلیس مرزی، کارتنهای سیگار را بین فرانسه و ایتالیا قاچاق میکند. زمانی که او با یک پناهنده جوان به نام سلیمان آشنا میشود که حاضر است برای پیوستن به خواهر کوچکش هر کاری انجام دهد، ماری در گردابی گرفتار میشود که بسیار خطرناکتر از آن چیزی است که تصورش را میکرد.
یک اشتباه ناخواسته زنجیرهای از اتفاقات عجیب را آغاز میکند. با آشکار شدن رازها، مرز بین تصادف و سرنوشت محو شده و شخصیتها را به این فکر وامیدارد که آیا سرنوشت یا یک انتخاب بیدقت، مسیر آنها را هدایت میکند.
سه دوست دوران دانشگاه، با استاد خود، کیشور کومار، روبرو میشوند. استاد به آنها پیشنهاد میدهد که در منزل او اقامت کنند. سالها بعد، این سه دوست دوباره دور هم جمع میشوند تا در دوران بیماری، به استادشان یاری رسانند. در جریان این کمکرسانی، آنها ناخواسته فرصتی برای حلوفصل مسائل عاطفی زندگی خود مییابند.