یک زن آمیش جوان، که از زندگیه خود راضی نیست به دیدار پسر عموی خود در شهر "چارم" میرود. در طول تابستان او با افراد زیادی آشنا میشود و به زودی باید انتخاب کند...
الی و دنیل، دو برادر آمریکایی کره ای که دارای یک فروشگاه کفش برای زنان ، در حال مبارزه با دوستشان "کامیلا" 11 ساله هستند . در اولین روز شورش های سال 1992 لس آنجلس ، سه نفر باید از فروشگاه آنها مراقبت کنند اما ...
بابانوئل این دفعه دو وظیفه داره : یکی اینکه باید بفهمه چطوری خانواده ی جدیده شو خوشحال و راضی نگه داره و یکی دیگه اینکه نزاره " جک فروست " کریسمس رو خراب کنه...
"فانتوماس" خود را به عنوان پادشاه مجرمان معرفی می کند. او ضمن سرقت از یک هتل “لرد بتلام” را می دزدد. اینجاست که کارآگاه "یووه” به دنبال دستگیری او میفتد ...
"فانتوماس" دستگیر و در بروسل به زندان میفتد. اما بازرس "یووه" که میخواهد او برای تمامی جرم هایش در فرانسه دستگیر و مواخذه شود مواجب فرار اورا فراهم میسازد تا ...
بازرس "یووه" به محض اینکه جسد زنی در هتل پیدا میشود به "فانتوماس" شک میکند و به همراه یک روزنامه نگار تمامی پاریس را به دنبال او میگردند. اما روزنامه نگار توسط "فانتوماس" دزدیده میشود و ...
ستاره معروف کمدی از دنیا میرود، تیم کاری او تصمیم میگیرند فردی آماتور را تعلیم دهند تا جایگزین او در برنامه ای بزرگ شود. که با "استنلی" (جری لوئیس) آشنا میشوند که هیچ کاری نمیتواند انجام دهد.
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
بسیاری از مسافران قطار سریع السیری شانگهای نگران این هستند که شانگهای لیل بدنام در قطار حضور دارد تا اینکه نگران جنگی داخلی که در جریان است باشند.دونالد هاروی پزشک ارتش بریتانیا،لیل را پیش از به شهرت رسیدن می شناخت ...
در میان مردم اکراینی "ایوان" جوان عاشق دختر قاتل پدرش "پالاگنا" میشود و با او ازدواج میکند. "پالاگنا" بچه میخواهد ولی "ایوان" که ذهنش درگیر است برای جلب توجه او رو به سحر و جادو می آورد و ...
افسر پلیس "جیم ویلسون" پس از رفتار خشونت آمیز با مظنونین به شمال فرستاده میشود تا پرونده قتل دختر جوانی را حل کند. او به "مری" خواهر مضنون اصلی پرونده علاقه مند میشود و ...
«شاه لايوس» (بارتولي) فرمان مي دهد تا پسر نوزادش، «اديپ»، را در صحرا رها کنند. اما چوپاني (داوولي) «اديپ» را نجات مي دهد، به دربار کورنت مي برد و «شاه پوليبوس» (بلاشمي) او را به فرزندي مي پذيرد. «اديپ» بزرگ مي شود (چيتي) و خيلي زود نيز از پيش گوي معبد دلفي مي شنود که روزي پدرش را خواهد کشت و...