مردی که اعتیاد به کار داشت، با تبدیل یک گردهمایی خانوادگی به فاجعهای بزرگ، همسرش را به شدت ناراحت کرد. حالا او با یک انتخاب سخت روبروست: یا باید به ازدواجش پایان دهد یا از گوشی تلفن همراهش دل بکند. همسرش به او اولتیماتوم داده و او را مجبور کرده تا یکی از این دو را انتخاب کند.
رزا که در آستانه ۴۵ سالگی قرار دارد، ناگهان متوجه میشود که تمام عمرش را صرف خدمت به دیگران کرده است. از این رو تصمیم میگیرد همه چیز را پشت سر بگذارد، سکان زندگی خود را به دست بگیرد و رویای خود را برای راهاندازی کسبوکار شخصی دنبال کند.
لورا سالهاست دنبال خواهرش سارا میگردد که در جنگلهای کنگو ناپدید شد. اما هیچکدام از سازمانهای دولتی و سفارتخانهها خبری از او ندارند. تا اینکه یک عکس از دهکدهای در کنگو چهرهی تار سارا را نشان میدهد. بدون هیچ تردیدی، لورا به کینشاسا سفر میکند و برای وارد شدن به قلمروی آنها آماده میشود. او همه چیز را رها میکند و بدون شک کردن به اینکه این ماجراجویی چه خطراتی برایش دارد، به سفر خود ادامه میدهد و…
هجده سال پس از فرار از دست نیروهای نازی، "ماکرنا گرانادا" (پنلوپه کروز) بازیگر اسپانیایی تبدیل به یک ستاره بزرگ در هالیوود می شود. او برای ضبط یک فیلم به اسپانیا باز میگردد، اما...
سه زن، سه دوره، یک سرنوشت؛ در سال 1923، ویولتا عاشق مرد جوانی می شود که می خواهد به فرانسه بگریزد. در سال 1941، اینس در بیابانی در انتظار معشوق گمشده خود، پاکو، زندگی می کند. در سال 1975، لوئیزا متوجه میشود که میترسید تمام زندگیاش را دوست داشته باشد...
نینو و برونو، دو کمدین موفق، با اجرای مشترک خود به شهرت فراوانی در تلویزیون دست پیدا میکنند. اما همزمان با افزایش محبوبیت، کینه و نفرت بین آنها نیز شدت میگیرد و به سرعت رشد میکند.
یک بدلکار سابق سینما در آلمریا، اسپانیا و چند تن از همکارانش به اجرای نمایش های بدلکاری برای مخاطبان کوچک در مجموعه رو به زوال ساخته شده برای وسترن های قدیمی خلاصه می شوند....
پادشاه آلفونسو چهاردهم پس از درگیر شدن در یک رسوایی مالی، تصمیم می گیرد برای چند ماه از انظار عمومی دور شود. در همین حال، کسی باید زمام سلطنت را در دست بگیرد و تنها جایگزین، دختر او، پیلار است. پرنسس اکنون باید به کل کشور ثابت کند که آن دختر بی مسئولیت، تنبل و بی فایده ای نیست که فکر می کنند. با این حال، پس از همه، آنها ممکن است چندان اشتباه نکنند.
گابریلا به خانه جدیدی نقل مکان می کند که در آنجا یک ماده معدنی مرموز را کشف می کند که به او اجازه می دهد چشم اندازهای آینده، از جمله مرگ دخترش را ببیند. او که متقاعد شده است آنها واقعی هستند، با یک بازرس همکاری می کند تا سرنوشت اما را تغییر دهد.