در آینده، یک کارآگاه خصوصی تلاش می کند تا یک شرکت بزرگ را از استخراج عنصری که عوارض جانبی آن شامل آتش زدن گوشت انسان و از بین بردن اعضای داخلی بدن است، باز دارد...
یک هالو ( دیک ون دیک ) بصورت اتفاقی با گروهی گانگستر خطرناک روبرو میشود و خود را به جای یکی از اعضای گروه جا زده و وارد باند جوزف اسموس ( جی رابینسون ) میشود و ...
خلافكارى به نام » ديو كانوى « ( فورد ) هر روز يك سيب از » آنى « ( ديويس )، پيرزن فروشنده ى دورگرد و دائم الخمر مى خرد، چون تصور مى كند كه با اين كار خودش را از گزند مافيا در امان نگه مى دارد. تا اين كه دختر » آنى « ( آن مارگرت )، با اين تصور كه مادرش خانمى ثروتمند است، مى خواهد به ديدنش بيايد. حالا » ديو « و عده ى بسيارى دست به دست هم مى دهند تا از » آنى « يك » خانم « بسازند.
در جریان هجوم طلا در آلاسکا، جورج معدنیاب ، شریک زندگی سام را به سیاتل می فرستد تا نامزدش را بیاورد، اما وقتی معلوم شد که او با مرد دیگری ازدواج کرده است، سم با یک جانشین زیبا، مهماندار سالن رقص هن هاوس، برمی گردد...
داستان درباره دو دوست فراری، یک پسر سفیدپوست پرورش یافته و یک برده سیاه پوست فراری است که در جستوجوی آزادی و ماجراجویی در رودخانه میسیسیپی با یک قایق دریانوردی کردند...
در دهه 1950، معاون کلانتر آریزونا، لس مارتین، توسط جامعه خود تحت فشار قرار می گیرد تا رشته ای از قتل های مرموز را در اطراف یک شهر ارواح معدنی در گراند کانیون حل کند.
یک دامدار قدرتمند همیشه از پسر بالغ وحشی خود با پرداخت خسارت و رشوه دادن به شاهدان محافظت می کند تا زمانی که جنایات او به حدی جدی می شود که قابل جبران نیست...
گروهی از داوطلبان ارتش زندگی فوقالعادهای را در یک ماهواره فضایی ساخته دست بشر که به دور زمین میچرخد، هدایت میکنند. با این حال، مرگ یکی از خدمه، کل اکسپدیشن را به هم می زند...
بندر پرل هاربر ، جنگ جهانى دوم . سرباز تازه وارد ، « رابرت ا . لى پرويت » ( كليفت ) ، از بوكس حرفهاى بيزار شده است و حاضر نيست كه بار ديگر داخل رينگ برود . پس از اين كه فرمانده جديد او « سروان هولمز » ( اوبر ) مىبيند « پرويت » به هيچ صورتى ديگر بوكس بازى نخواهد كرد به « گروهبان ميلتن واردن » ( لنكستر ) دستور مىدهد تا با سپردن كارهاى پست او را اذيت و خوار و خفيف كند...
سرباز سواره نظام که از یک قتل عام زنده مانده به همراه گروهی از مسافران یک دلیجان، برای زنده ماندن در برابر سرخپوستان کومانچی در یک ویرانه بیابانی باید با هم همکاری بکنند ...