همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
یک فرد مبتلا به فراموشی که به خاطر قتلی که به یاد نمیآورد مرتکب شده، به اعدام محکوم شده است، برای عضویت در یک واحد آزمایشی مخفی از بخش جرایم حلنشده FBI استخدام میشود.
گروهی از دانشجویان برای تکمیل پایان نامه ای در مورد فولکلور بومی آمریکا به یک منطقه دورافتاده و مقدس بومیان آمریکا سفر می کنند. این منطقه باتلاق دور صدها سال پیش برای قضاوت و مجازات جنایتکاران قاتل استفاده می شد. خود زمین دارای قدرت جادویی است و امکان بازگشت مردگان و مجازات مجرمان را فراهم می کند...
دختر شهر کوچکی با پسر مرموز سرگردان ملاقات می کند، آنها عاشق می شوند. فقط در این مورد، پسر یک نفرین خانوادگی و وحشت غیرقابل تصوری را با خود می آورد که جهنم بر شهر کوچک می بارد...
زن جوانی برای اینکه از شغلش اخراج نشود وانمود می کند که باردار است. هنگامی که همه افراد درگیر در زندگی او با او برخورد ویژه ای می کنند، او سعی می کند نه ماه این دروغ را حفظ کند...
3 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 8 جایزه و نامزد دریافت 12 جایزه دیگر.
: "جین" مادر سه فرزند، و صاحب یک رستوران و نانوایی است و نزدیک به یک دهه است که از شوهرسابق خود "جیک" جدا شده است. او به تازگی با مرد معماری بنام" آدام" رابطه عاطفی ایجاد کرده ، پس از ملاقات شوهر سابقش احساس می کند هنوز به او علاقه مند است و همین مسئله او را دچار سردرگمی می کند …
برک وایات، یک پلیس سابق، به عنوان یک محکوم مخفی می شود تا باندی را که مسابقات مبارزه غیرقانونی را از داخل زندان برگزار می کنند و به صورت زنده در اینترنت پخش می کنند، دستگیر کند...
زمانی که مشخص می شود سازمان IMF مسوول انفجار در کرملین بوده است، تصمیم گرفته می شود تا این سازمان برای همیشه تعطیل شود، اما «اتان هانت» و گروه جدیدش براي اثبات بي گناهي و پاك كردن نام سازمان خود از این اتهام، بر خلاف دستورات مقامات بالاتر وارد عملیاتی می شوند و...
خون آشامی خردسال به نام (ابی) از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. او با خدمتکار میانسالش (که ظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی (اوئن) زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند…