همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
مکس سولومون با این حقیقت وحشتناک روبرو می شود که هرگز نویسنده نخواهد شد. بنابراین، در تلاشی ناامیدانه برای یافتن دعوت واقعی خود، به جنایت روی می آورد...
هری و همسرش در غم و اندوه از دست دادن پسرشان هستند که به علت زیاده روی در مصرف هروئین جان خود را از دست داده است . همچنین هری که یک پروفسور است دست از کار کشیده است و بیشتر وقت خود را در یک کافه که به وسیله دوستش برادلی اداره می شود سپری می کند...
در یک شهر کوچک، دو خواهر و برادر و خانواده یک پزشک تازهوارد، با راز وحشتناک اهالی شهر که گرگینه هستند، روبرو میشوند. آنها باید برای زنده ماندن، در این شهر پر از خطر، مبارزه کنند...
دو فارغ التحصیل کالج تنبل مصمم به رهایی از مشاغل مخرب خود هستند، کسب و کار خود را راه اندازی می کنند و باشگاهی را اداره می کنند که در آن زنان مسن می توانند مردان جوان را انتخاب کنند...
امیلی جنگینز (رنی زلوگر) یک مددکار اجتماعی است که به کار خودش صمیمانه عشق می ورزد. امیلی گرچه با مقوله ی خشونت های خانوادگی آشنایی کامل دارد اما زمانی که رسیدگی به پرونده ی شماره ی ۳۹ را که مربوط به دختر ده ساله ای به اسم لیلیت سولیوان می شود...
یک زن جوان پر دردسر فرستاده می شود تا تابستان را با مادربزرگش زندگی کند، در حالی که رازی را پنهان می کند که به طور بالقوه می تواند خانواده اش را از هم بپاشد...
هنگامی که عشق واقعی میان دو فرد عاشق و جوان توسط دشمنی خشونت آمیز خانواده آنها تهدید می شود، تنها شانس آنها برای صلح، احضار کدو تنبلی می باشد که به تبع، احضار آن وحشت های بزرگتری را در پی دارد...