3 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 4 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
این درام پرهیجان بازسازی فیلمی فرانسوی است که در سال (2005) توسط «آنتونی زیمر» کارگردانی شد. فیلمنامه این اثر توسط «جولیان فلووز» به نگارش درمیآید و داستان فیلم، سفر پرماجرای یک توریست آمریکایی را به تصویر میکشد که از طرف پلیس بینالملل تحت تعقیب است و به همین علت در پوشش یک گردشگر از جایی به جای دیگر تغییر موقعیت میدهد، تا اینکه پس از آشنایی با یک پلیس زن امکان گریز را از دست میدهد …
یک زن ایتالیایی نا امیدانه به دنبال شوهر خود می گردد ، سربازی که در میدان های جنگ روسیه بوده و مانند پنجاه هزار سرباز دیگر در جنگ جهانی دوم گمشده فرض می شود...
"جیوانی" کارگر ماهری است که در ازای سپری کردن هجده ماه در سیسیل به عنوان دستیار در یک بخش جدید، ترفیع می گیرد. غیبت قریب الوقوع او، نامزدش "لیلیانا" را ناراحت کرده و...
برنده 1 جایزه BAFTA Film Award. همچنین دریافت 5 جایزه دیگر.
داستان شهری در امریکای لاتین که مردم در آن بر دو دسته اند: کارگر یا بیکار، و از این دو گونه بیرون نیست: کارگرانی در پرتو سازمان نفت و بیشینه ای بیکار؛ و در هر دو گونه، مردمانی یکنواخت، با زندگی خسته کننده. تا اینکه یکی از چاه های «نفت» آتش می گیرد و برای خاموش ساختنش نیاز به نیتروگلیسیرین است...
هنگامی که دو زن تصمیم می گیرند سراسر ایالات متحده آمریکا از مکزیک تا کانادا را با موتور طی کنند، مرزهای شخصی، جنبه های قوی و ضعیف شان در معرض آزمون قرار می گیرد...
داستان آشنایی «لازارو» پسر کشاورزی که عدهای او را ساده لوح می خوانند با «تانکردی» که پسری نجیب زاده است. زندگی آنها در روستای دورافتادهای تحت سلطه «آلفونسیا» معروف به ملکه سیگار است. پیوند محکمی بین آن دو شکل می گیرد. این دوستی تا اندازه ای برای «لازارو» ارزشمند می شود که بعد از مدتی برای یافتن «تانکردی» پا به شهر می گذارد، جایی که او مثل یک قطعه از گذشته است که در دنیای مدرن گم شده است.
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 14 جایزه و نامزد دریافت 24 جایزه دیگر.
طی سال های اخیر مهاجران بسیاری از خاورمیانه و آفریقا به امید ساختن یک زندگی بهتر، اروپا پناه بردند. جزیرهی لامپدوسا یکی از مکان هایی می باشد که بیشترین مهاجران به آنجا هجوم اوردند. این مستند زندگی در این جزیره را به تصویر میکشد...
کودکی ده ساله در روستایی زندگی میکند که هیچ ایدهای نسبت به دو مادرش ندارد. یکی از آنها که با محبت وی را بزرگ کرده و دیگری که مادر بیولوژیکیاش است و مدام وی را پس میزند. به نظر میرسد که رازی بین این دو زن هست و مادر واقعی وی نمیخواهد این راز برملا شود…
پاريس، زمان حال. «ژرژ لوران» (اوتوي)، مجري يک برنامه ي ادبي تلويزيوني، نواري ويدئويي به دستش مي رسد که بيرون خانه ي پاريسي اش را نشان مي دهد. پس از آن نوارهايي ديگر از راه مي رسند که اين بار طرح هاي تکان دهنده اي ضميمه شان است. در حالي که «ژرژ» بيش از پيش نگران شده، عصبيتي که به وجود مي آيد، به رابطه اش با همسرش، «آن» (بينوش) و پسر نوجوانش، «پيرو» (ماکدونسکي) لطمه مي زند...