ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
سن پترزبورگ. دوستان لرا، والیا و اولیا برای سرگرمی یک مراسم عرفانی اجرا میکنند و ناگهان خود کاترین کبیر در آشپزخانه در میان شمعها ظاهر میشود. ملکه تاجگذاری شده به سرعت قرن بیست و یکم را در آغوش میگیرد: او کاپوچینو را امتحان میکند، در برنامه تاکسی به دنبال کرایه "کارتا" میگردد و آن شب، یک پیست رقص با صدای بلند پیدا میکند.
دو زوج متاهل همسایه، خانواده لبدف و بوبلیک، مجبور میشوند برای گذراندن تعطیلات به یکی از شهرهای شمالی - نژنوگور - بروند، جایی که برخی از آنها قصد طلاق دارند و برخی دیگر. اما در طول مسیر ماجراجوییها و اکتشافات دیوانهواری در انتظار آنهاست.
گروهی از همکلاسیهای سابق، خانهای روستایی اجاره میکنند تا مثل روزهای خوب قدیم استراحت کنند. این کلبه مدرن همه چیز را برای یک تعطیلات راحت و مفرح دارد، از جمله بلندگوی هوشمند "آلیونا". "آلیونا" میداند چگونه مهمانانش را سرگرم کند، او "مهارتهای" زیادی دارد.
پس از دو ماجراجویی، خرسی به نام میک-میک آرزوی صلح با خانواده و زنبورهایش را دارد. اما وقتی یک لکلک دست و پا چلفتی دوباره بچه اشتباهی را به دنیا میآورد، رویاهایش نقش بر آب میشود. برای درست کردن اوضاع، میک-میک ماجراجویی عجیب و غریب دیگری را آغاز میکند تا این اشتباه را جبران کند.
رمانی از نویسندهای ممنوع میشود و نمایشش نیز به روی صحنه نمیرود. او در واکنش به این اتفاق، رمانی طنز میآفریند که در آن شخصیتی شیطانی به طور نمادین از عاملان این ماجرا انتقام میگیرد. با وجود آگاهی از عدم امکان انتشار، اما...
اونگین، جوان ثروتمند و خسته از زندگی اشرافی پایتخت، برای فرار به عمارت عموی بیمار خود در روستا میرود. او با مرگ عمو مواجه میشود اما از ثروت به جا مانده خوشحال میشود. اونگین با انزوا از دیگران، در عمارت زندگی میکند تا اینکه با بازگشت صاحب جدید املاک همسایه، با او و خواهرانش آشنا میشود.
پدری که در یک ایستگاه فضایی کار می کند، باید دختر 15 ساله خود را پس از برخورد شهاب سنگ به زمین، تنها با استفاده از تلفن های ماهواره ای و دوربین نجات دهد...
داستان واقعی ایوان سانچین، افسر کا گ ب که از سال ۱۹۳۹ تا زمان مرگ دیکتاتور، متصدی فیلم خصوصی استالین بود. از دیدگاه سانچین، قهرمان دلسوز اما به طرز غمانگیزی ناقص، با وجود دستگیری همسایگانش و درگیری با دخترشان، ایمان تزلزلناپذیر خود را به "استاد" خود حفظ میکند...
الکساندر پوشکین، شاعری جوان، محبوب و با استعداد بود که علیرغم شهرت و حمایت اشراف، به دلیل بیپروا بودن دچار تبعید و فقر شد. او سرانجام با یافتن عشق حقیقی، معنای زندگی را کشف کرد و نبوغش شکوفا شد تا به بزرگترین اسطوره ادبی تبدیل گردد.
لیوبا از شوهر بدرفتارش فرار کرده و به خلوتگاهی مرموز میرود. مواجهه با آیینها و کابوسهای عجیب، رازهایی را آشکار میکند و او باید بین فرار یا پذیرش سرنوشتی دهشتناک یکی را انتخاب کند.
لیوبا پس از فرار از همسرش، در یک خلوتگاه مرموز با دوستانش درگیر آیینهایی سورئال و کشف رازهای تاریک میشود که او را در برابر دو راهی وحشتناکی قرار میدهد: فرار یا پذیرش سرنوشتی شوم.
اِمِلیا به طور اتفاقی یک ماهی جادویی را صید میکند که توانایی برآورده کردن سه آرزو را دارد. او دو آرزوی اولش را بیهوده هدر میدهد و حالا برای به دست آوردن دل شاهزاده خانم آنفیسا، باید از آرزوی سومش استفاده کند. اما پیش از اینکه فرصت آرزو کردن پیدا کند، ماهی جادویی به شکل انسانی به نام واسیلیاسا در میآید و به او کمک میکند تا به هدفش برسد.
در ۲۴ آگوست ۱۹۸۱، لاریسا و ولادیمیر ساویتسکی، زوج جوانی که تازه زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند، سوار بر هواپیمای مسافربری آن-۲۴، عازم سفری هوایی از کومسومولسک-آن-آمور به مقصد بلاگووشچنسک شدند. اما ۳۰ دقیقه مانده به فرود، در پی برخورد با هواپیمای دیگری، این هواپیما در ارتفاع بیش از ۵ کیلومتری از سطح زمین به تکههای کوچک خرد شد. در آن لحظه...
یک زیردریایی روسی در دریای گرینلند ناپدید میشود. فرمانده ویکتور ورونین که برادرش هم در زیردریایی حضور دارد، مأموریت نجات را آغاز میکند. در همین حین، با تخریب یک ایستگاه تحقیقاتی در قطب، یک هیولای کراکن از دل آبها بیرون میآید.
یک فیلم مستند که صداهای آن کاملاً با هوش مصنوعی ترجمه شده است. در پسزمینه روسیه پس از بسیج نیروها (نوامبر ۲۰۲۲ - فوریه ۲۰۲۳)، مردی سفری درونگرایانه را آغاز میکند. او که با نقاط عطف مهم کشورش، شیاطین شخصی، آسیبهای جمعی، گفتمان استعمارزدایی و نوستالژی شوروی دست و پنجه نرم میکند، در "زیرزمین" سن پترزبورگ غرق میشود.
در قرن سیزدهم میلادی، باتو خان به مدت دو ماه برای تصرف شهر کوزلِسک تلاش کرد. او در این جریان، افراد و ادوات جنگی بسیاری را از دست داد. سرانجام پس از فتح شهر، تمامی مدافعان، شامل زنان و کودکان، را به قتل رساند و دستور داد نام کوزلِسک به فراموشی سپرده شود. او آن شهر را شهر سهمگین نامید.
نیکیتا، مأمور سابق اسپتسناز، برای تصرف یک کارخانه توسط کارفرمایش، نیروی امنیتی آن را خنثی میکند. اما متوجه میشود کارخانه متعلق به یک جنگسالار خطرناک است.
پرواز هواپیمایی اورال ایرلاینز، اندکی پس از بلند شدن از زمین، به دلیل برخورد پرندگان با موتورها و از کار افتادن آنها، در مزرعهای ذرت فرود اضطراری کرد. دمیر یوسوپوف، خلبان، با مهارت در هدایت بحران، هواپیمای ایرباس A321 را سالم به زمین نشاند و جان 233 نفر را نجات داد. این شرح، نمایشی از فرود اضطراری سال 2019 است.
داستان دربارهی نیکولای کیسلیوف است که در طول جنگ جهانی دوم ماموریت مییابد تا بیش از 200 نفر از ساکنان یهودی روستای دولگینوو در بلاروس را از دست نازی ها نجات دهد. این افراد، که شامل سالمندان، زنان و کودکان میشوند، باید مسافتی طولانی و خطرناک را طی کنند تا به مکانی امن برسند.
داستان دربارهی کشف گنجینهای است که وجود کتابخانه ایوان مخوف را ثابت میکند. ایلیا، فردی ناآگاه، به طور اتفاقی این گنجینه را پیدا میکند و در معرض خطر نیروهای قدرتمندی قرار میگیرد که به دنبال آن هستند. او با کمک یک غریبه و یک ادیب، سفری پرمخاطره را در سراسر روسیه آغاز میکند تا کتابخانه را پیدا کند.