ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
فیلم کنسرت تجربی با گروه نروژی که در حال حاضر بزرگترین گروه بود، در حدود 3 کنسرت از 20 تا 22 آوریل 2017 در اسلو اسپکتروم برای 30000 مخاطب فیلمبرداری شد و فقط به مدت 4 روز در سینماها نمایش داده شد...
ایمان و خانواده اش از ایران فرار می کنند و در یک مرکز پناهندگان در شمال سوئد اسکان می یابند. ایمان به عنوان پدر مسئولیت خانواده را بر عهده می گیرد، اما به قولی که به همسرش داده عمل نمی کند و به باشگاه کشتی محلی می پیوندد. شایعاتی در مورد او پخش می شود و ترس و ناامیدی او شروع به افزایش می کند...
دختری یتیم توسط خانوادهی اشتورلین بزرگ میشود. آنا (آستا نیلسن) نوزاد، توسط مادرش که برای استراحت به سفر رفته، به مزرعهی اشتورلین آورده میشود. آنها از در رانده میشوند و مادر، دختر کوچکش را برای خواب به انبار میبرد. اما صبح روز بعد، مادر ناپدید شده و آنا تنها رها میشود...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 1 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
در قرن 19 میلادی مهندسی اهل کشور سوئد به نام "اندری" به عنوان اولین مردی که با به قطب شمال می گذارد، همراه دو دوستش سفری را با یک بالن هیدروژنی به آغاز می کنند. آنها سفرشان را از مجمع الجزایری در شمال نروژ آغاز می کنند اما بعد از آن هیچ خبری از آن سه نفر نمی شود...
یک کارگردان موزیک ویدیوی بلک متال می خواهد با کمک دوستان راک و دوچرخه سوار خود یک ویژگی وایکینگ بسازد. در حماسه کلاسیک اسکاندیناوی Eyrbyggja آنها یک داستان زامبی باستانی پیدا می کنند...
«فقط ابرها...» فیلمی درباره ماریا یازده ساله است که برادر کوچکش را از دست داده . مادرش در اندوه خودش ناپدید می شود، بعد ها ماریا با جیکوب آشنا می شود ...
زوجی که در حال رانندگی به سمت نروژ بودند، به یک راهبندان میرسند. آنها مسیر خود را به سمت جنگلهای سوئد منحرف میکنند که این کار باعث در راه ماندنشان میشود. آنها بیخبرند که تحت نظارت دوربین قرار دارند و نقشهای اصلی یک فیلم اسناف (کشتار واقعی) زنده به آنها واگذار شده است.