دو دهه پس از ایجاد یک اتحاد بعید در کامبوج پل پوت، یک قوم شناس فرانسوی و یک مقام سابق پس از دستگیری دومی به جرم جنایت علیه بشریت، دوباره ملاقات می کنند...
برنده 1 جایزه BAFTA Film Award همچنین دریافت 2 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 11 جایزه دیگر.
وقتی همسر “سوزانه پویول” توسط کارمندانش به گروگان گرفته می شود، او کنترل تجارت خانوادگی را به عهده گرفته و ثابت می کند رهبری بی نظیر است. اما با از راه رسیدن معشوق سابقش، پیچیدگی وارد زندگی شخصی و حرفه ای او می شود...
برنده 1 جایزه BAFTA Film Award همچنین دریافت 4 جایزه دیگر. award
"پروفسور هنری فاوست" پس از پنجاه سال به عنوان یک کیمیاگر بازنشسته شده اما هیچ چیز در مورد رازهای طبیعیت نمی داند.در این هنگام خدمتکار "لوسیفر" در مقابلش ظاهر شده و به او جوانی و یک زندگی جدید می دهد.اما با این جوانی علاقه او از علم به سمت زنان می رود و...
جاکی جک به گانگستری که تازه از زندان آزاد شده بدهی دارد. او به طریقی موفق می شود حمله چاقوی گانگستر را در پشت صحنه تئاتر جاخالی دهد و سرانجام پشت سری او کشته و در یک کیف بزرگ ویالون قرار داده میشود. یک روز بعد گانگستر ...
موخی برادر بزرگتر رحیم از بردن او به بازی بزرگ بوزکاچی کابل خودداری می کند. رحیم تصمیم می گیرد خودش به آنجا برود. رحیم با هدایت فرشته مرگ، عزرائیل، راه دشواری را به سوی کابل طی می کند...
مارگو سانتورینی زنی اشرافی در سال 1936 در یونان است که در پی یک رابطه کم عمق بدون عشق با یک نجیب زاده سرگرم می شود، اما به طور غیر منتظره ای عاشق یک فعال سیاسی می شود...
یک مامور مخفی سابق که بازنشسته شد و اولین رمانی را نوشت که ماجراهای پرحادثه قهرمانش «لئوپارد» را روایت میکرد، با اکراه توسط یک خدمتکار پیر به کار بازمیگردد...
یک ناخدای تبهکار، ادعا می کند که در یک جزیره ی گمشده در اقیانوس منجمد جنوبی، سنگ معدنی رادیوم پیدا کرده است. خدمه ی کشتی در مسیر این جزیره با یک زن سفید پوست روبرو می شوند که به همراه همسر و فرزندش زندگی می کند. او به زبان برتون آواز می خواند. تمام خدمه ی کشتی عاشق او می شوند و بعد از این اتفاق مجموعه ای از درگیری ها، دیوانگی ها و قتل ها به وقوع می پیوندد...
دکتری با مرد جوانی که دست به خودکشی میزند شرط میبندد که میتواند به او کمک کند تا شادی زندگیاش را دوباره به دست آورد، حتی اگر از طلاق خود ناراضی است و زندگیاش به هم ریخته است...
پس از شکست فرانسه در سال 1870، جولیا سه سال طول کشید تا الکسندر را دوست داشته باشد و برای ثروتش با او ازدواج کرد. افسوس، زمانی که جولیا می خواهد عشق خود را به شوهرش اعلام کند، شوهرش به او اعتراف می کند که اشتیاق او خاموش شده است...
داستان با قتل یک تاجر اسب شروع می شود که باعث آزاد شدن یک اسب نر سیاه رنگ می شود که در میان برف ها پرسه می زند و در دهکده مردم را به هنگام تاخت و تاز می ترساند...