همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
گروهی از معدنچیان، در سفری اکتشافی به همراه یک پروفسور، راهی اعماق معدن میشوند. ریزش معدن، راه بازگشت آنها را مسدود میکند. در حین کاوش در معدن، به طور اتفاقی مقبرهای باستانی را کشف میکنند و ناخواسته، موجودی خونخوار را از خواب بیدار میکنند.
این فیلم به تمثیل معروف غار افلاطون اشاره میکند و با طرح این پرسش که اگر یکی از زندانیان این غار، به ویژه کودکی هفت ساله به نام جی، بتواند آزاد شود، چه اتفاقی خواهد افتاد، به ابعاد جدیدی از این تمثیل میپردازد.
این فیلم، زندگی روزمره گروهی از افراد را که شامل فعالان اجتماعی، اشغالگران، آنارشیستها، کشاورزان و کسانی که توسط دولت به عنوان "اکو تروریست" شناخته میشوند، توصیف میکند.
داستان گروهی از دانشآموزان جوان را در یکی از معتبرترین آکادمیهای هنرهای نمایشی فرانسه دنبال میکنیم که در دنیای پر فراز و نشیب هنر و عشق دست و پنجه نرم میکنند.
سه نوجوان برای نجات دوستشان که توسط نازیها اسیر شده، سفری پرخطر را آغاز میکنند. در این سفر، با چالشهای زیادی روبرو شده و متوجه میشوند که آزادی، بهایی سنگین دارد.
میشل، زنی بیخانمان است و در فرودگاه اورلی زندگی میکند. تئو، مردی با معلولیت ذهنی، در فرودگاه کار میکند و با عمهاش زندگی میکند که بیش از حد از او محافظت میکند. میشل تصمیم میگیرد پسرش را در لیسبون پیدا کند و تئو سادهلوحانه قبول میکند که او را با ماشین ببرد.
کشیش سیمون برای اولین بار با آلوئه، پسر ۱۱ سالهاش روبهرو میشود. او تلاش میکند تا به مقامات عالیرتبهی کلیسا ثابت کند که میتواند همزمان هم یک کشیش فداکار باشد و هم یک پدر مهربان، حتی با وجود این خبر ناگوار.
برادر شخصیت اصلی داستان در خارج از کشور کشته میشود. او به همراه یک پلیس زن برای کشف راز این قتل همکاری میکند و در این میان، شهری دیگر نیز با تهدید روبرو میشود. آنها متوجه میشوند که این دو رویداد به هم مرتبط هستند.
این یک مستند درام است درباره نویسنده و عکاس فرانسوی کارول آشاش است. با قدرت فیلمسازی و کمک ماریون کوتیار، کارگردان مونا آشاش مادر خود را به زندگی باز میگرداند تا سفر خود را دنبال کند و بفهمد او در واقع چه کسی بود...
داستان دو مرد با زندگیهای متفاوت را روایت میکند. آلکسی که به دنبال یک زندگی جدید به لژیون خارجی میپیوندد و جومو که در زادگاهش برای دفاع از زمین و خانوادهاش میجنگد.
جوزف که در آرزوی ورود به دنیای سینما است، با قبول کارگردانی یک فیلم، نخستین قدمهای خود را در این عرصه برمیدارد. او با تعهدی که نسبت به کارش دارد، وظایف خود را به طور جدی دنبال میکند و برای انجام هر چه بهتر کار، بر فعالیتهای عوامل فیلم نظارت دقیق دارد.