کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
لئو (پیتر لانزانی) که با یک مرد هماهنگ شده است ، برای فرار از قاتلان بی رحم دوگ (ژرار دوپاردیو)، لوپز (سانتیاگو سگورا) و هارکن (هوگو سیلوا) مجبور است خود را به عنوان یک یهودی ارتدوکس جا بزند...
استرلا تنها یک نوجوان باهوش و دانش آموز خوب است اما در مدرسه طرد شده است. او بیشتر وقت خود را به تنهایی در مدرسه یا در خانه می گذراند، کتاب های ترسناک می خواند یا فیلم های ترسناک تماشا می کند، در حالی که مادر بیوه اش آنجلا به عنوان پرستار در بیمارستان کار می کند. نویسنده مورد علاقه او استیون کینگ است و تنها دوستانش چهره چرمی و خون آشام هستند. آنجلا یک مشکل حل نشده دارد...
تورنته اکنون در ماربلا زندگی می کند. پس از از دست دادن تمام پول خود، او به تحقیقات خصوصی باز می گردد . یک مورد او را در میانه نقشه موشکی یک شرور برای نابودی شهر و عملیات باج خواهی عمویش قرار می دهد ...
آرتورو یک دلال هنری بیوجدان است و رنزو نقاش اجتماعی و دوست قدیمی او. آنها که مایل به ریسک کردن همه اینها هستند، یک نقشه افراطی و مضحک برای نجات خود ایجاد می کنند...
داستان واقعی از شجاعت یک معلم در برابر رژیم تنبیهی سادیستی یک نایب دست نیافتنی و سایر موارد سوء استفاده در یک مدرسه اصلاحی و صنعتی کاتولیک در ایرلند در سال 1939...
اولین مأموریت مریخ با شکست مواجه می شود و تنها 5 نفر از فضانوردان زنده می مانند. آنها باید با کمبود غذا و برق دست و پنجه نرم کنند و تصمیم بگیرند که کدام یک از آنها باید بروند...
در دهه ۱۹۵۰، دو خواهر که یک هتل کوچک در اسپانیا را اداره میکنند. آن ها توریستهای زن را میکشند. آنها معتقدند که این زنان در برابر خدا گناه کردهاند و باید مجازات شوند...
یک کلانتر مصمم، یک دزد و دوست دخترش را تعقیب می کند و اجازه نمی دهد هیچ چیز مانع دستگیری آنها شود. او از تمام تلاش خود برای یافتن آنها استفاده می کند و حتی از خطرات احتمالی هم نمی ترسد...
در اواخر قرن نوزدهم، یک افسر ارتش آرژانتین برای رام کردن دشتهای باز این کشور، گروهی از زنان را برای سرگرم کردن سربازان خود به آنجا آورد. این زنان نقش مهمی در موفقیت افسر ارتش ایفا کردند...