ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
در قرن نوزدهم، "افی" هفده ساله با بارونی بزرگتر از خود ازدواج کرده و با خانه ای که اعتقاد دارد روح دارد در جزیره ای دورافتاده نقل مکان می کند. او به سرعت صاحب دختری به نام "آنی" شده و کاتولیکی به نام "رزویتا" را استخدام می کند تا مراقب او باشد و...
"رزالی" پس از طلاق وقتش را بین خانه مادر خود، برادر و خواهرها، دختر کوچک و "سزار" تقسیم می کند. "سزار" مردی دوست داشتنی است که عاشق اوست. با ورود هنرمندی به نام "دیوید" او پیش از ازدواج عاشقش می شود و...
برنده 1 جایزه BAFTA Film Award. همچنین 8 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
در زمان حمله ارتش روسیه به یک شهر آلمانی "مارکویسه" دختر یک کلنل آلمانی توسط گروهی از سربازان روسی مورد هجوم قرار می گیرد.یک کنت روسی که به کمک او می رود عاشقش می شود.او متوجه می شود که باردار است اما نمی تواند دلیلی برای آن پیدا کند...
"فرانتس" بین معشوقه خود و "برونو" گنگستری که توسط یک سندیکای تبهکاری به دنبال او فرستاده شده گیر می افتد.اما وقتی آن دو با هم دوست می شوند همه چیز تغییر می کند و...
پس از تصادفی که منجر به معلولیت همسرش می شود،خانم "چترلی" بین عشق خود به همسرش و خواسته های خود گرفتار می شود.با موافقت همسرش او برای برآورده کردن نیازهایش اقدام می کند...
"لاورنس دل" ژنرال خائن نیروی هوایی آمریکا از زندان ارتش فرار کرده و کنترل یکی از سیلوهای نزدیک به مونتانا را تحت کنترل خود می گیرد."دل" تهدید می کند اگر رئیس جمهور جزئیات دیداری که درست پس از آغاز جنگ ویتنام بین او و مشاوران رئیس جمهور انجام شده را فاش نکند،جنگ جهانی سوم را آغاز خواهد کرد...
"کنت کریستسن ون مرو" یک شکارچی ساحره و شاگرد "لرد کامبرلند" است. او به شدت به مربی خود و راه کلیسا ایمان دارد اما وقتی او را هنگامی که قصد خفه کردن "آلبینو" را داشت می بیند اعتقادش را از دست می دهد و...
"مایک" پانزده ساله در یک استخر عمومی مشغول بکار شده و به دختر جوانی به نام "سوزان" علاقه مند می شود. با وجود اینکه "سوزان" نامزد دارد، "مایک" همه تلاشش را می کند تا رابطه آنها را به هم بزند...