⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
زکی که یک دزد بانک است به تازگی از زندان آزاد شده و میخواهد پولهای دزدیدهشده را که قبل از رفتن به زندان توسط همدست خرفتش دفن شده بودند، پس بگیرد. اما وقتی به محل میرسند، متوجه میشوند که دبیرستان فریدا کالو روی پولها یک سالن ورزشی ساخته است. زکی تصمیم میگیرد به عنوان یک معلم جایگزین در آن دبیرستان شغل بگیرد که هیچ معلمی نمیتواند در آنجا بماند...
سفر جادهای با رولزرویس الویس پریسلی، 40 سال پس از مرگش، به بررسی از دست رفتن اصالت او و تبدیل شدنش به یک پادشاه و از دست رفتن دموکراسی در آمریکا میپردازد...
دوبلین، سال ۱۹۰۴. جیمز جویس با نورا بارناکل، خدمتکار هتلی که به تازگی از گالوی آمده است، صحبت میکند. نورا با صراحت و بیتکلفی خود جویس را مجذوب میکند و جویس خیلی زود او را متقاعد میکند که با او به تریست برود...
فیلم "جنگلهای باستانی" در یکی از آخرین بخشهای باقیمانده از جنگلهای کهنسال در لیتوانی فیلمبرداری شده است. جایی که مرزهای زمان ذوب میشوند و هر چیزی که وجود دارد نه پژمرده میشود و نه پیر میشود، بلکه "به سوی" ابدیت رشد میکند. این فیلم طبیعت، که شاعرانه و غیرمعمول است، بینندگان خود را به سفری بیپایان میبرد - از میان بوتههای جنگل تا غارهای گرگها و تا لانه لکلکهای سیاه.....
سرنوشت سه مرد به هم گره میخورد و رنج هر یک، در تار و پود زندگی دیگری تنیده میشود. هر کدام از این مردان، به شیوهای خودویرانگر با مشکلاتشان روبرو میشوند.
ماری، اوایل دهه سی، از دوست پسرش جولیان پیشنهاد ازدواج می گیرد. غرق، او راه صادقانه را دنبال می کند: او باید در مورد آن فکر کند. در حومه شهر، او سعی می کند ذهن خود را پاک کند، اما با "مردم فکری" مواجه می شود، موجوداتی که به نظر می رسد همه درک روشنی از بهترین چیز برای ماری دارند.
دنیس به کلبه زمستانی رایموند، تاجر ثروتمند اتریشی، میرود. شارلوت، نوه رایموند، او را با پرستار جدید اشتباه میگیرد. دنیس برای فرار از دستگیری، خود را به جای پرستار جا میزند.
یک ستوان کاریزماتیک که به تازگی به یک قلعه دورافتاده منصوب شده است توسط گروهی از راهزنان کوهستانی دستگیر می شود و به این ترتیب یک مضحک دیوانه به راه می اندازد که لوبیچ در بی بند و بارترین حالت اوست.
روزنامه نگار تازه کار ویویان به دنبال فردریک، متصدی قدیمی ترین گورستان در کشوری نامشخص می گردد و درخواست مصاحبه می کند و پیرمرد داستان دو «مشتری» را تعریف می کند که هر دو با رازی مرموز به هم مرتبط هستند. گانگستر قدرتمند جیمی لوینسون شریک سابق خود پل پاتوچی را به سرقت محموله کوکائین متهم می کند و دستور کشتن دختر مورد علاقه خود را می دهد...