نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
لنس بارتون (کریس راک)، که یک کمدین می باشد و هرگز دوست ندارد بمیرد، به طرز ناگهانی موعد مقررش فرا می رسد و به آسمانها می رود. اما به او اجازه داده می شود تا مدت زمان کم دیگری را بر روی زمین زندگی کند و...
یک دانشجوی قدیمی در یکی از کالجهای برتر که زیر فشار تمام کردن پایان نامه و پیدا کردن شغلی مناسب قرار دارد،با پیدا شدن ناگهانی دوست پسر قدیمی اش پس از دو سال غیبت عجیب روبرو می شود و...
مسائل شوم و خیر و شر در دنیای "مگی اوکانر" هیچ جایی ندارند.دنیای او حول شغلش به عنوان پرستار در یک بیمارستان می چرخد تا اینکه در یک شب بارانی خواهرش "جنا" دختر تازه متولد شده خود را در خانه او رها می کند و...
داستان در مورد فیلمی ناتمام است که مردم پشت و مقابل دوربین در محله یهودی نشین ورشو را به تصویر کشده و حدود تغییرات سینمایی را به تصویر کشیده و دیدگاه ما را نسبت به تصاویر تاریخی برای همیشه تغییر می دهد...
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 10 جایزه و نامزد دریافت 29 جایزه دیگر.
«جک استنتن» (تراولتا) درگير مبارزات انتخاباتي براي تعيين نامزد رياست جمهوري حزب دموکرات است؛ در حالي که در زندگي سياسي و خصوصي خود دچار مشکلات بسياري شده است...
خلافکار خرده پا "جیمی" پس از اینکه در تلویزیون شاهد رد شدن درخواست ازدواج توسط دوست دختر سابقش می شود، به شهر خود بازگشته و تلاش می کند قلب او را بدست بیاورد...
در دو داستان به هم مرتبط، رابرت که یک مرد میانسال و خسته در نیویورک است، به سربیا میرود و با یک زن ازدواج میکند تا بتواند مدرک مهاجرت به امریکا را بگیرد و رابرت در مقابل این کار پول نقد دریافت میکند. اما این نقشه خراب میشود زیرا پولی که قول داده شده بود هیچوقت به رابرت نرسید. در همین حال، یک پسر سربیایی در نیویورک در تلاش است دوست دختر که در سربیا هست را به نیویورک بیاورد.