دو کشیش - یکی که ایمانش زیر سوال رفته و دیگری که با گذشتهای آشفته دست و پنجه نرم میکند - باید اختلافاتشان را کنار بگذارند تا با انجام یک سری مراسم دشوار و خطرناک رفع طلسم، یک زن جوان تسخیر شده را نجات دهند.
تیمی از دانشجویان پزشکی تصاویری از دنیایی که هنگام پلک زدن نمیبینیم را ثبت میکنند و نتایج فراتر از وحشتناک است. سفری هولناک به دنیایی وهمآور که باعث میشود هرگز نخواهید دوباره پلک بزنید.
یک روستای خیالی با مشکل عجیبی روبرو میشود: گورستانشان دیگر جایی برای دفن ندارد. این وضعیت به موقعیتهای خندهداری منجر میشود و مردم شهر برای یافتن راهحلهای خلاقانه با هم متحد میشوند.
پسرکی ده ساله، رویدادهای مه ۱۹۶۸ را در خانهی پدربزرگ و مادربزرگش، پنهان از چشم دیگران، تجربه کرد. او در آن زمان در محاصرهی عموهایش و مادربزرگِ مادربزرگش بود که همگی اطراف یک پناهگاه اسرارآمیز، دور هم جمع شده بودند. این فیلم برگرفته از رمانی به قلم کریستف بولتانسکی است.
پروسپر، رانندهی اوبر شکستخوردهای که با مادرش زندگی میکند، مردی در حال مرگ را که تیر خورده، سوار میکند. او جسد را رها میکند اما چکمههای تمساح مقتول را برمیدارد. با پوشیدن چکمهها، روح کینگ، گانگستری معروف، او را تسخیر میکند. حالا پروسپر و کینگ در یک بدن برای یافتن قاتل کینگ تلاش میکنند.
مغولها، به فرماندهی چنگیز خان، به سوی غرب حرکت کردند تا سلسلهی جین را سرنگون سازند و قصد داشتند برای نابودی سلسلهی سونگ به جنوب نیز لشکرکشی کنند. در این میان، استادان هنرهای رزمی از مکاتب گوناگون در دشتهای مرکزی چین، با گردآوری نیرو، برای دفاع از شهر شیانگ یانگ آماده میشدند.
دنیا و پدربزرگ و مادربزرگش در کانادا مستقر شده و با فرهنگ، غذاها و زبانهای جدید این کشور آشنا میشوند. آنها در کنار حفظ سنتهای سوری خود، با سنتهای فرانسوی-کانادایی و بومی دوستان جدیدشان نیز ارتباط برقرار میکنند. با اینکه دنیا دلتنگ پدرش در حلب است، راههای جدیدی برای ارتباط با او پیدا میکند، از جمله یادگیری از کوکوم، مادربزرگ میگیزو، که به او یاد میدهد چگونه پدرش را از صمیم قلب بخواند تا شاید او راه بازگشت به دنیا را بیابد.
این فیلم به زندگی و میراث جین منسفیلد، چهره سرشناس هالیوود و مادر ماریسکا هارگیتای میپردازد. جین منسفیلد در ۳۴ سالگی و در حالی که ماریسکا تنها سه سال داشت، در یک تصادف رانندگی دلخراش جان خود را از دست داد.
این فیلم داستانی جذاب درباره اولین انتخابهای مهم، دوستی، و تغییر است که اینفلوئنسرهای برتر لهستانی در آن حضور دارند. فیلمی هوشمندانه و خندهدار برای نوجوانان، که پیامی مهم را با سرگرمی باکیفیت و اکشن جسورانه ترکیب میکند.
در جریان عروسی همسر سابقش، ساموئل با لورا دچار بحرانی میشود. در همین حین، مری تور شروع به دریافت تماسهای کمک مرموزی میکند. برای کشف حقیقت، او گروه را دور هم جمع میکند: در میان شک و تردیدها، افشاگریها و پیوندهایی که مورد آزمایش قرار گرفتهاند، حقایقی آشکار میشوند که هیچکس آماده رویارویی با آنها نبود.
هنگامی که نخستوزیر بریتانیا و رئیسجمهور ایالات متحده، هدف حمله دشمنی خارجی واقع میشوند، ناگزیر برای مقابله با یک توطئه بینالمللی، به همکاری با یکدیگر روی میآورند.
ساکتیول، رهبر یک گروه خلافکار، کودکی به نام آماران را پس از نجاتش در یک نزاع باندی به فرزندی میگیرد. سالها بعد، ساکتیول هدف سوءقصد قرار میگیرد و به آماران مشکوک میشود. این ظن، زمینهساز درگیریای پیچیده بر سر وفاداری و انتقام بین آن دو میشود.
یک زوج، سلیم و تاسیا، در حال آماده شدن برای عروسیشان هستند. با این حال، برنامههای شاد آنها زمانی به هم میریزد که خاله سلیم، تنها نسبت خونی او، میمیرد.
یک زوج جدا شده که برای دستگیریشان جایزه تعیین شده است، برای نجات جان خود و پسرشان، مجبور به فرار از دست کارفرمای پیشینشان میشوند؛ کارفرمایی که یک گروه از نیروهای ویژه پنهانی را برای نابودی آنها اعزام کرده است.
الیوت و ریدلی، پدر و دختری هستند که در حال رانندگی، به طور تصادفی با یک تک شاخ برخورد میکنند. آنها تصمیم میگیرند تک شاخ را به یک استراحتگاه دور افتاده در دل طبیعت ببرند. این استراحتگاه متعلق به یک مدیر عامل ثروتمند شرکت داروسازی است.
اندی رهبری جنگجویان جاودانی را بر عهده دارد که در مقابل دشمنی قدرتمند که گروهشان را تهدید میکند، میایستند. آنها با ظهور دوباره یک جاودانه گمشده دست و پنجه نرم میکنند که مأموریتشان برای محافظت از بشریت را پیچیده میکند.
کتی برای کمک به برادرش دن و نامزدش لوسیانا به پرو سفر میکند تا دن در ماچو پیچو از لوسیانا خواستگاری کند و برای این کار به کمک کتی برای صحبت با پدر لوسیانا نیاز دارد. اما ورود ناگهانی کارلوس، دوست لوسیانا، تمام نقشههای دن را به هم میریزد.