دو قاچاقچی مواد مخدر با یک زن قاتل، یک شکارچی هیولا، یک شمشیرزن ژاپنی و حتی خود شیطان در یک باشگاه آقایان که شیاطین قاتل را در خود جای داده است، برخورد می کنند...
پنج دختر نوجوان بیطرف به یک اصلاحخانه فرستاده میشوند و متوجه میشوند که قدرتهای منحصربهفردی برای مبارزه با دیو باستانی، لژیون، دارند که بر این نهاد شوم تأثیر میگذارد...
یک نویسنده با دختر و پسر کوچکش به جزیره ای دورافتاده نقل مکان می کند. پس از استقرار در خانه جدیدشان، همسایه ای به استقبال آنها می آید و قوانین محلی را به آنها می دهد. مهمترین قانون این است که وقتی صدای آژیر جزیره شروع به صدا کرد بیرون نروید...
تون چاتری در مدرسه شبانهروزی برای وفق دادن با محیط مشکل دارد تا اینکه ویچن را ملاقات میکند. وقتی تون متوجه میشود دوست جدیدش یک روح سرگردان است، سعی میکند به او کمک کند تا به دنیای پس از مرگ برود.
دانشمند دیوانهای ویروسی را میسازد که باعث خشم و جنون میشود. او این ویروس را روی قربانیان بیگناه آزمایش میکند، اما سوژههای آزمایشگاهی او فرار میکنند و لاشخورها آنها را میخورند. ویروس به لاشخورها نیز منتقل میشود و آنها را به جهشیافتههایی تبدیل میکند که به دنبال تغذیه از انسانها هستند...
خواهر و برادر جوان "ابی" و "ایتان" توسط زوج به ظاهر بیعیب و نقص "ایو" و "ریموند گود" به فرزندی پذیرفته میشوند. اما به زودی متوجه میشوند عمارت باشکوه آنها آنطور که به نظر میرسد، رویایی نیست...
سه دختر جوان آمریکایی به اسامی بت ، وینتی و لورنا که در اروپای شرقی در حال مسافرت و خوش گذارنی هستند با دختر اروپایی زیبا و بلند قدی به اسم الکس آشنا می شوند . دخترها با وسوسه الکس تصمیم می گیرند به مسافرخانه ای در حومه شهر بروند اما این مسافرخانه همان مسافرخانه ای است که قاتلان یک سازمان مخوف زیرزمینی ، مسافران را شکار کرده و بقتل می رسانند...
یک نماینده ادبی به یک آپارتمان پنت هاوس نقل مکان می کند. بلافاصله پس از نقل مکان، او عکس هایی از صحنه جنایت دریافت می کند که به نظر می رسد در آپارتمان جدیدش رخ داده است. سپس او یک سری نوار ویدئویی دریافت می کند که هر حرکت او را مستند می کند...
«جان»، یک مرد آمریکایی، پس از سالها به ژاپن بازگشت تا «آکی»، زنی که در آنجا عاشق او شده بود، را پیدا کند. اما پس از یافتن او، متوجه شد که زندگی آکی پس از ترک جان به سختی و وحشت تبدیل شده است.