زنه تاجری در شب کریسمش توسط یه روانی تعقیب و در پارکینگ گیر کرده بود. پارکینگ شماره ۲ فیلمی ترسناک به کارگردانی فراانک خلفان و نویسندگی و تهیه کنندگی خلفان و الکساندر راجا و گئورگی لوروسو است. که هر سه ی اینها در سال ۲۰۰۷ در فیلم تپه ها چشم دارند با هم کار کرده اند…
یک دانشجوی هنر آمریکایی در رم به طور تصادفی باعث بازگشت مادر اشک می شود و باید از قدرت جادویی نهفته خود برای پایان دادن به سلطنت وحشت جادوگر استفاده کند...
نیکول یک شغل عالی دارد، یک دوست دوست داشتنی و یک پدر علاقه مند که در حال آماده سازی عروسی آنهاست. او یک راز تاریک و یک حلقه نفرین شده دارد که باعث می شود عروسی او پر از خون شود...
در یک شهر کوچک، دو خواهر و برادر و خانواده یک پزشک تازهوارد، با راز وحشتناک اهالی شهر که گرگینه هستند، روبرو میشوند. آنها باید برای زنده ماندن، در این شهر پر از خطر، مبارزه کنند...
امیلی جنگینز (رنی زلوگر) یک مددکار اجتماعی است که به کار خودش صمیمانه عشق می ورزد. امیلی گرچه با مقوله ی خشونت های خانوادگی آشنایی کامل دارد اما زمانی که رسیدگی به پرونده ی شماره ی ۳۹ را که مربوط به دختر ده ساله ای به اسم لیلیت سولیوان می شود...
هنگامی که عشق واقعی میان دو فرد عاشق و جوان توسط دشمنی خشونت آمیز خانواده آنها تهدید می شود، تنها شانس آنها برای صلح، احضار کدو تنبلی می باشد که به تبع، احضار آن وحشت های بزرگتری را در پی دارد...
این فیلم داستان نیکول کارو، زن جوانی هست که پس از ربوده شدن نامزدش جس در یک رستوران بین راهی، توسط یه قاتل زنجیرهای دیوانه مورد تهدید قرار می گیرد ...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 8 جایزه دیگر.
لورانس تالبوت که پس از وقایع دوران کودکیش و مرگ مادرش، مدت زیادی از خانواده و سرزمین مادری خود دور بوده پس از دریافت خبر ناپدید شدن برادرش به خانه بازمی گردد تا در جستوجوی برادرش کمک کند. اما در همین حین متوجه می شود که دهکده در خطر است و هر شب هنگامیکه ماه کامل می شود موجودی درنده مردم را به قتل می رساند…
هنری که از گوسفند می ترسد پس از 15 سال تصمیم می گیرد به خانه برود تا سهم خود از خانه خانوادگی را بفروشد، اما متوجه می شود که برادرش آنگوس دست به کار شیطانی زده است...
شش غریبه از خواب بیدار میشوند و خود را مستاجران جدید یک خانه قدیمی مرموز میبینند. آنها که توسط مردان دیوانه ماسکپوش تیکی وحشتزده شدهاند و توسط اسیرکنندگان دیوانهشان مورد تمسخر قرار گرفتهاند، خیلی زود مشخص میشود که تنها یک اقدام آنها را نجات خواهد داد: کشتن.