گرینچ که حال و حوصله نداشت و به دنبال شرارت میگشت، از خانه خارج شد. او در راه با گربه کلاه به سر روبهرو شد و تصمیم گرفت زندگی را برای آن گربه تلخ و آزاردهنده کند.
جان مردی است که به عنوان یک طراح موشک زندگی شایسته و خسته کننده ای دارد. وقتی برادر دوقلوی ماجراجوی او در تصادف می میرد، جان تصمیم می گیرد خود را جانشین او کند و ناخواسته بخشی از یک توطئه نازی ها در سفر در زمان می شود...
یک خانم دکتر جذاب و موفق برای پیدا کردن عشق واقعی و ازدواج با "آقای ایدهآل" در روزنامه آگهی میدهد. او با تعدادی از آقایان برای قرار ملاقات میرود که هر کدام خصوصیات منفی و عجیبی دارند. برخی از آنها تنها، ناامید، خطرناک و منحرف هستند.
در سال 2000، یک شهر کوچک میزبان مسابقات قهرمانی آرایشگری بریتانیا است، جایی که یک برنده سابق ، پسرش، همسر فراری اش و معشوقه بانوی همسر فراری اش در آن زندگی می کنند...
آخر شب است و یک زوج تازه از یک مهمانی به خانه برگشتهاند، جایی که با دوست سابق مدرسهای زن و یک خواننده مشهور آشنا شدهاند. شوهر مجذوب زن اغواگر و زیبا شده است و این باعث میشود که با همسرش که مستقیماً به خانهداری برگشته است، با تحقیر رفتار کند.
اوا هرگز تصور نمی کرد که دارای همسر رو فرزندانی شود,به ناگهان او با چالشی حرفه ای و جدید روبرو می شود. اوا همه چیز را با هم می خواهد و علاقه ی به انتخاب ندارد...
بعد از تقریباً ۵۰ سال چشمدرآوردن و سیلیزدن به صورت همدیگر، "استوجزها" تصمیم میگیرند بازنشسته شوند و با سگشان، موس، به دور دنیا سفر کنند. آنها با بازدید از پارکهای ملی آمریکا شروع میکنند، اما با حضور استوجزها، واقعاً یک "تور دیوانهوار" از آب در میآید. این موضوع به ویژه برای لری صدق میکند؛ او با وجود تمام تلاشهایش، به هیچ وجه نمیتواند یک ماهی بگیرد. لری به حدی جنون میرسد که...
مرد جوان بیکار اتو با مادرش زندگی می کند. آنها به همراه نامزد او Louna ، که آرایشگر است ، در مورد معنی نداشتن در زندگی ، جامعه و سیستم خود تأمل می کنند...
پنج بازیکن راگبی که توسط مربی خود، اوگوست کوگلوف، بیحیثیت شدهاند، رد او را در بریزوی، یک روستای کوچک در لاندس، پیدا میکنند. کوگلوف که اکنون به نام کلمبانی شناخته میشود، سعی میکند با استفاده از روشهای مافیایی برای یک مقام دولتی کاندید شود.
شکارچی شهر، سائبا ریو، پس از ماه ها بیکاری، سرانجام یک مشتری پیدا می کند و او همان زیبای خبرنگار تلویزیون مگا سیتی، سایاکا است که از جان خود می ترسد. بیشتر از این، دشمنان او کارفرمایانش هستند که آماده هستند از هر روشی برای کشتن او استفاده کنند. ریو با قدرت یک ایستگاه تلویزیونی برای نجات سایاکا روبرو می شود، اما متوجه می شود که همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.