همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
قاضی بازنشستهای که بر اثر سکته مغزی، توانایی حرکتی خود را از دست داده و در یک آسایشگاه سالمندان منزوی بستری است، ناچار میشود تا نقشهای شوم را خنثی کند. یک بیمار روانی سالخورده با استفاده از عروسکی کودکانه، ساکنان آسایشگاه را مورد آزار و اذیت قرار داده و جانشان را به خطر میاندازد.
فیلم سینمایی «آخرین زمستان که از هم جدا شدیم» بر اساس رمانی ساخته شده است. شخصیت اصلی فیلم، یک محقق و نویسنده به نام کیوسکه یاکومو است که برای نوشتن کتاب جدیدش، به بررسی پرونده قتل یک زن نابینا میپردازد.
لیلی و ریچارد به یک جامعه مجلل و فرقه مانند نقل مکان می کنند، جایی که لیلی با تغییری که در شوهرش و در فیزیولوژی خودش مشاهده می کند، ناآرام می شود و ...
یک افسر پلیس که از اختلال استرس پس از سانحه رنج میبرد، در حین انجام وظیفه، یک پسر سیاهپوست ناشنوا را به اشتباه میکشد. این اتفاق، زندگیهای بسیاری را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث خشم و ناآرامی در جامعه میشود...
جین-هونگ، دادستان بیرحمی است که به دنبال دستگیری مردی است که مادرش را به قتل رسانده است. وقتی زن مرده از قبر برمیگردد تا انتقام مرگ خود را بگیرد، او خیلی زود به مظنون اصلی تبدیل میشود.
یک دانشمند رازی را کشف میکند که افراد را مستعد تشکیل یک زوج ایدهآل میکند. او با استفاده از این شیمی جدید، به یک تجربه پیشگامانه دست مییابد: خلق یک موجود کامل.
ارنستو ناوارو که از یافتن سوژه ای برای رمان بعدی خود ناامید است، ردپای یک قاتل مرموز را دنبال می کند، مردی که وسواس زیادی به نوشیدن خون انسان و جاودانگی شدن دارد.