1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
سال 1984. در شهر «ايراستريپ يک» که قبلا لندن بوده و اکنون پايتخت يکي از سه ابر قدرت جهان يعني «اوشينا»ست، «وينستن اسميت» (هرت) پس از شکنجه هاي شديد جسماني و رواني سرانجام مي آموزد که تنها به «برادر بزرگ» عشق بورزد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 5 جایزه دیگر.
ويسکانسين، بيستم اوت سال 1977. «جني هيدن» (آلن) بيوه اي جوان است که شبي نوري آبي رنگ وارد اتاقش مي شود و کم کم شکل و شمايل و مشخصه هاي همسر مرحومش را به خود مي گيرد. اين موجودي بيگانه (بريجز) است، که سعي مي کند. با «جني» ارتباط برقرار کند...
داستان فیلم درباره پسر نابغه ای است که با سن خیلی کم وارد دانشگاه می شود و در آنجا با هم اتاقی خود شروع به انجام پروژه ای درباره لیزهای قوی می کند. بعد از اینکه آنها دستگاه خود را می سازند استاد آنها دستگاه را می دزد و آنها تصمیم می گیرند که دستگاه را برگردانند…
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
امريکاي مرکزي. «سرگرد آلن شيفر» (شوارتسنگر) و تيم ورزيده ي سربازان منتخبش مأموريت مي يابند تا چند سرباز اسير ارتش امريکا را نجات دهند. در جنگل هاي انبوه، حادثه هاي عجيبي اتفاق مي افتد. موجودي نامرئي و ناشناخته، که از سياره اي ديگر به زمين آمده، افراد را يکي يکي شکار و سربه نيست مي کند.
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 11 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
آينده اي نه چندان دور. شهر جنايت زده ي ديترويت را در واقع سران يک «شرکت» اداره مي کنند. با نظارت «ريچارد جونز» (کاکس)، معاون اداره پليس، طرح ساخت نوعي روبات براي مبارزه با جنايت هاي مهارناپذير خياباني به انجام مي رسد و خيلي زود هنگامي که يکي از ماموران پليس به نام «الکس مورفي» (ولر) به دست گروهي از جنايتکاران به رهبري «باديکر» (اسميت) به قتل مي رسد، «مورتن»، فرصت پيدا مي کند تا ادعايش را عملي کند.
در چند سال آینده زمین اولین ارتباط خود با با نژادی بیگانه را برقرار خواهد کرد. آنها که به نام "تازه واردها" شناخته می شوند به آرامی پس از چند سال قرنطینه به درون جوامع انسانی وارد می شوند و...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 8 جایزه و نامزد دریافت 15 جایزه دیگر.
در پی برخورد زیردریایی هسته ای مونتانا با یک شیء ناشناخته در قعر اقیانوس، گروهی از متخصصان از جمله «لینزی بریگمن» (مسترآنتونیو) و شوهرش، «باد» (هریس) که مدتی است رابطه شان به سردی گراییده، به تحقیق و کاوش درباره ی این پدیده می پردازند. «لینزی» فکر می کند یک نیروی هوشمند غیرزمینی در قعر دریا حضور دارد…
یک بازرس به دنبال علت فاجعه هواپیمایی می باشد ,در این حین پی به دخالت سازمانی از مسافران که از آینده زمین آمده اند, که به طور غیر قابل جبرانی آلوده شده , و به دنبال دوباره جوان ساختن نژاد بشری هستند که در زمان گذشته در حال مرگ می باشند . . .
در سال ۱۹۹۵ «مارتي مک فلاي» يک نامه از دوست خود «دکتر امت براون» دريافت ميکند، و محتويات نامه به مارتي کمک ميکند که ماشين زمان را پيدا کند. مارتي با استفاده از ماشين زمان به غرب قديم ميرود و توجه ميشود که دوستش به دست ارازل و اوباش افتاده است و ...