سال ۱۹۹۰ بود: سگا، شرکت نوپای بازیسازی، تیمی را برای مقابله با نینتندو، بزرگترین شرکت بازیهای ویدیویی جهان، گرد هم آورد. یک درگیری سرنوشتساز، برادر را در مقابل برادر، سونیک را در مقابل ماریو و سرمایهداری آمریکایی را در مقابل سنت ژاپنی قرار میداد.
زنی در سفری انفرادی در مناطق برفی شمال مینه سوتا، بهطور اتفاقی با صحنه آدمربایی یک دختر نوجوان روبرو میشود. او درمییابد که کیلومترها از نزدیکترین شهر و دور از دسترس آنتن موبایل، تنها امید این دختر نوجوان برای نجات است.
در روستایی در ایرلند، ورود ناخواسته و بدون پایان نوه سیاران به خانه سنتی دایهاش ایملدا، پیوندی غیرمنتظره را برای اتحاد نسلها و ارتباط دوستان گمشده شکل میدهد.
جسیکا به یک اتاق زیر شیروانی در طبقه هشتم یک آپارتمان در لسآنجلس به نام «دانته» نقل مکان میکند. در ابتدا، مستاجران دیگر همگی دوستانه به نظر میرسند، اما وقتی او شاهد مرگهای وحشتناکی میشود، باید با همسایهاش ایوان همکاری کند تا معما را حل کند و ارتباط خودش را با آن مکان کشف کند.
میشای ۲۹ ساله که به دلیل نداشتن جاهطلبی از سوی دوستان و خانواده طرد شده، در یک ورزشکار ۱۸ ساله باهوش که او را با یکی از همکلاسیهایش اشتباه میگیرد، با پذیرش خطرناکی مواجه میشود.
«سرود اول» اولین اثر در جهان در حوزه موسیقی، ایمان و تاریخ است که داستان یک سرود باستانی مسیحی را از زمان کشف آن در مصر تا انتشار آن به عنوان یک سرود پرستشی مدرن دنبال میکند.
ناامیدی جاش هنوز در حال جوشیدن است، از دوش پر از آب گرفته تا کارت بدون تماسش از طریق قطار شبانه که از ادینبورگ برمی گشت. جاش در این نمایش کاملاً جدید که به صورت زنده در مقابل خانه ای شلوغ در Hammersmith Apollo افسانه ای ضبط شده است، در بهترین حالت خود قرار دارد.
فرقه مونیها از طریق عروسیهای دستهجمعی و همسریابی ثروت اندوختند و در عین حال وعده صلح جهانی را میدادند. اعضای سابق، از جمله پسر مخفی بنیانگذار، سام، جنبه تاریک جدایی و کنترل خانواده را آشکار میکنند.
هیلدگارد کنف، به عنوان یک چهره ماندگار، سفرش در طول شش دهه، پیروزیها و شکستهایش را در بر میگیرد. این فیلم، روح تزلزلناپذیر و درخشش هنری او را از طریق تصاویر آرشیوی نادر به نمایش میگذارد و زندگی یک زن واقعاً خارقالعاده را جشن میگیرد.
دختری جوان از قوم اینکا، رویای پیوستن به گروه پیامرسانان "چاسکی" را در سر دارد که تمام اعضای آن مرد هستند. او برای دنبال کردن آرزوی خود، سنتها و هنجارهای جنسیتی را به چالش میکشد.
لزلی راس در بحبوحه کشمکشهای شخصیاش با نوسازی و رستوران پدرش، شام شب کریسمس را برای خانواده شاو تهیه میکند. این شب با درام خانوادگی، رازها و یک حادثه پای آغاز میشود.
همزمان با از هم پاشیدن ازدواجشان، الکس با میانسالی و طلاق روبرو میشود و به دنبال هدف جدیدی در صحنه کمدی نیویورک میگردد. در همین حال، همسرش تس با فداکاریهایی که برای خانوادهشان انجام شده روبرو میشود و آنها را مجبور میکند تا با فرزندپروری مشترک و هویتهایشان کنار بیایند.
اعضای مرد یک انجمن کرال در جنگ جهانی اول ثبت نام میکنند و دکتر گاتری سختگیر را برای جذب نوجوانان باقی میگذارند. آنها با هم لذت آواز خواندن را تجربه میکنند در حالی که پسران جوان با اعزام قریبالوقوع خود به ارتش دست و پنجه نرم میکنند.
وقتی پدرش فوت کرد، یک مرد جوان بی دست و پا از توجه هم تیمی های دفترش شوکه شد. وقتی گرما ناپدید شد و همه چیز به سردی اولیه خود بازگشت، شروع به تعجب کرد: چه کسی دیگر باید بمیرد؟