کارلا در تعطیلات تابستانی کنار دریاچه با یوناس ملاقات کرد. او پس از اینکه نتوانست دست از فکر کردن به یوناس و بوسهشان بردارد، به او تلفن میکند و به بهانه یک تکلیف مدرسه در مورد کودکانی که در یتیمخانه زندگی میکنند، با او صحبت میکند؛ دقیقاً همان جایی که یوناس زندگی میکند.
برنده 5 جایزه اسکار همچنین دریافت 8 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 6 جایزه دیگر.
اسمالند، سوئد، اواسط قرن نوزدهم. یک خانواده کشاورز با زمین صخرهای و تسلیم ناپذیر خود مبارزه میکنند و تصمیم میگیرند سفری سخت را به سوی امیدی جدید در آمریکا آغاز کنند...
یک روزنامه نگار دانمارکی در افغانستان توسط یک گروه تروریستی گروگان گرفته می شود و تهدید می کنند که اگر دانمارک نیروهای خود را از این کشور خارج نکند، او را می کشد...
یک زن جوان به نام ایدا بدون هیچ ردی ناپدید میشود. نامزد او، ساندر، به طور داوطلبانه خود را تسلیم میکند تا توسط پدر و برادر ایدا مورد بازجویی قرار گیرد، اما همه حقیقت را بازگو نمیکند.
زنجیره ای خشونت آمیز از رویدادها به وجود می آید زیرا یک جنایتکار زندانی تصمیم می گیرد از یک فروشنده خودروهای سایه دار خودرو بخرد ، غافل از اینکه شریکش در آزادی بیشتر پول آخرین سرقت بانک آنها را در شرط بندی مسابقه اسب سواری هدر داده است.
لرکه، یک مدیر هتل جاهطلب، برای توسعه هتلی در مزرعه انبه الکس به مالاگا فرستاده میشود. دختر لرکه به او ملحق میشود و انتظار یک تعطیلات نادر را دارد. احساسات غیرمنتظرهای بین لرکه و الکس به وجود میآید و آنها را مجبور به گرفتن تصمیماتی میکند که زندگیشان را تغییر میدهد.
یوهانس با پدرش، بیوه میانسال اولریک، در یک شهر ماهیگیری کوچک در بخش شمالی دانمارک زندگی می کند. آنها زندگی معمولی آرامی دارند و هر کدام به شغل جداگانه خود در صنعت ماهیگیری فکر می کنند. اولریک دلتنگ عشق و لطافت یک زن است و ترتیبی می دهد که "روزیتا"جوان، زیبا و فیلیپینی به دانمارک بیاید ...