ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
چهار کودک بومی پس از سقوط هواپیما در جنگلهای آمازون کلمبیا گرفتار شدند. آنها با استفاده از دانش نیاکان خود توانستند در این شرایط سخت و در انتظار عملیات نجات زنده بمانند.
پنج شکنجهگر وحشی از دیکتاتوری پینوشه در یک زندان لوکس در دامنه کوههای آند دوران محکومیت خود را میگذرانند. آنها از انتقال به یک زندان معمولی پس از یک مصاحبه تلویزیونی میترسند و برای ماندن در جایی که هستند، دست به هر کاری میزنند.
در این دنیا هزاران معمای حل نشده وجود دارد، مشکل اینجاست که این معماها تبدیل به بزرگترین ترس های زندگی ما می شوند. این داستان ها بدترین کابوس های ما را بیدار می کنند.
یک شاعر چهل ساله در حالی که به تخت بیمارستان دستبند زده شده از خواب بیدار میشود. او که به قتل مادرش متهم شده، ادعا میکند که این کار از روی عشق بوده است: نقشهای برای کمک به مرگ مادرش و پایان دادن به زندگی خودش به طور همزمان.
یک تریلر خونین (چیزی شبیه به ترکیب آگاتا کریستی و منطقه Twilight) به "پشت صحنه" خودش تبدیل میشود، یک گفتگوی واقعاً پرحرف - گفتگویی درباره فیلم، درباره ترس، درباره داستان. نوعی فیلم که هرچه کمتر بدانی، بهتر است.
پس از یک جدایی دردناک، آریانه به خانهاش برمیگردد و شغلی بهعنوان مترجم برای کارگران مهاجر فصلی پیدا میکند. با مشاهده سوءاستفادههایی که در محل کار رخ میدهد، آریانه باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه حاضر است برای مقابله با این بیعدالتیها قدم بردارد.
دو یتیم ایرلندی با قطار در سراسر آمریکا سفر میکنند، با افراد بد و خوب روبرو میشوند. آنها یک دوست فوقالعاده پیدا میکنند و در جستجوی خانهای جدید هستند و در این راه با ماجراهای هیجانانگیز و خطرناکی روبرو میشوند.
دو برادر نوجوان و خواهر ناتنی جدیدشان در یک سفر جادهای به مرز مکزیک و آمریکا میروند تا مردی را که باعث تصادفی شده و به مرگ پدرشان منجر شده، تعقیب کنند.
لئو و الکساندرا در تلاش برای ساخت دارویی جدید هستند تا به عزیزانشان کمک کنند. اما در این راه، با مشکلات شخصی دست و پنجه نرم میکنند که هم زندگیشان را به خطر میاندازد و هم انگیزهشان را برای ادامه دادن بیشتر میکند.
مردی که اعتیاد به کار داشت، با تبدیل یک گردهمایی خانوادگی به فاجعهای بزرگ، همسرش را به شدت ناراحت کرد. حالا او با یک انتخاب سخت روبروست: یا باید به ازدواجش پایان دهد یا از گوشی تلفن همراهش دل بکند. همسرش به او اولتیماتوم داده و او را مجبور کرده تا یکی از این دو را انتخاب کند.
صدایی که ادعا میکند متعلق به یک اسب آبی است. صدایی که مفهوم گذر زمان را درک نمیکند. پپه، اولین و آخرین اسب آبی کشته شده در قاره آمریکا، داستان خود را با همان شیوایی و روانی زبان گفتاری مردم این نواحی روایت میکند.
یک کارآگاه بازنشسته و مشهور به نام کتانگاری، برای حل معمای قتل پسرعموی تاجرش به یک عمارت مجلل فراخوانده میشود. تمام ساکنان این عمارت به عنوان مظنون دستگیر شدهاند و او باید قاتل واقعی را شناسایی کند.