ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
Terry McCaleb یک جراحی پیوند قلب داشته است . او یک بازپرس FBI است که دوباره به خدمت باز می گردد او متوجه می شود سرنخ تشخیص هویت قاتل سریالی آنالیز خون خودش است …
گروه پاپ محبوب "هومبرز جی" در اوج شهرت است. خواننده اصلی، دیوید، پس از دریافت نامه از یک طرفدار نوجوان، به دلیل سن کم او، درخواست ملاقاتش را رد میکند.
داستان دربارهی سه زنی است که در زمانهای که صحبت از مسائل ج.ن.س.ی. .ت.ا.ب.و بود، بزرگ میشوند. حالا این سه زن در قالب یک شخصیت واحد ۶۵ ساله، خاطرات و آرزوهای گذشتهی خود را مرور میکنند و تجربههای ناگفتهشان را برملا میسازند.
در حین همکاری با دوست و همکار قدیمیاش برای ساختن بیمارستانی برای ساکنان یک محله فقیرنشین در بوینس آیرس، یک کشیش پریشانحال در وجود یک مددکار اجتماعی جوان و بیخدا آرامش مییابد.
مستر بین یک بلیط مسافرتی به فرانسه برنده میشود. در آنجا او بطور ناخواسته باعث جدایی یک پسر نوجوان از پدرش می شود، و حالا باید سعی کند دوباره آنها را به هم برگرداند. در این مسافرت او چیزهایی مثل دوچرخه سواری، عشق حقیقی و ... را هم یاد میگیرد...
کبیر لوترا (ریتیک روشن) یک فرمانده ارتشی است که به دلیل نامعلومی شروع به کشتن مقامات ارتش میکند. در این بین خالد رحمانی ( تایگر شروف) که از سربازان تحت آموزش کبیر بوده مامور میشود تا او رو پیدا و به قتل برساند…
تارا مارکوف دختری است که از قدرت های خارق العاده ای بهره مند می باشد. حال باید دید او یار جدید گروه "تایتان های نوجوان" است و یا تهدیدی برای آنها؟! همچنین این گروه باید از نشه "دث استروک" نیز باخبر شود...
آنا و پابلو پس از فقدان پسرشان، به منظور اداره یک مهمانخانه به مناطق کوهستانی نقل مکان میکنند. دوستان آنها از شهر به ایشان میپیوندند، اما پدیدار شدن شفقهای شمالی غیرمعمول، فرصتی دور از انتظار برای ورود به نسخههای متفاوتی از زندگیشان را مهیا میسازد.
هریت وینسلو، معلم آمریکایی، در مکزیک توسط انقلابیون ربوده میشود. پیر گرینگو بیرس، نویسندهای کهنسال، با ربودهکنندهها دوست است و میخواهد هویت خود را مخفی نگه دارد.
آگوست 2001 ، آلسینا (شرق به آرژانتین ، نزدیک به اقیانوس اطلس). در یک شهر کوچک و با فقدان جمعیت و منابع ، بازیکن سابق فوتبال فرمین Pelassi و همسرش Lidia تصمیم می گیرند برای خرید یک سیلوی متروکه اقدام به خرید یک سیلوی متروکه برای احیای آن و استخدام افراد برای کار کنند ، به این امید که بتوانند تجارت Alsina را پس بگیرند...