همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
یک موجود شیطانی سرخورده شده به صورت مخفیانه با دیگران هم نوعانش در دنیای انسان ها زندگی میکند. اما موقعیتی پیش می آید که آنها را مجبور میکند تعادل میان انسان و شیطان را از بین ببرند و وارد دنیای آدم ها شوند...
«نیک بیم» (تیم رابینز) در یک شرکت تبلیغاتی کار می کند و از زندگی اش بسیار راضی است، تا اینکه یک روز از سر کار بر میگردد و متوجه می شود که همسرش با رئیسش رابطه دارد. وقتی که در اوج عصبانیت با اتومبیلش مشغول رانندگی است، یک دزد (مارتین لارنس) به او دستبرد می زند...
این فیلم داستان یک برنامه نویس جوان را روایت میکند که قصد دارد تا یک رمان فانتزی را به یک بازی ویدیویی تبدیل کند. اما خیلی زود دنیای مجازی و واقعیت با یکدیگر ترکیب میشوند و سردرگمی نگران کنندهای را به وجود میآورند…
رامکیشن و ممتا دارای سه پسر ویوک ، پرم و وینود و یک دختر سانگیتا هستند. این خانواده بخشی از یک خانواده مشترک است که پیوند نزدیک آنها با سوء تفاهم به چالش کشیده شده است.
ساحل شاعر کرد-ایرانی به تازگی از حکم سی سال زندان در ایران آزاد شده است. در حال حاضر تنها چیزی که او را سرپا نگه می دارد ، این است که همسرش را پیدا کند ، که فکر می کند بیش از بیست سال است مرده است.
اسپارکل هفده ساله در یک نمایشگاه اتومبیل در خیابان های شلوغ مرکز شهر ترینیداد، گروهی از رقصندگان سوکا را با روحیه آزاد را پیدا می کند . او که شیفته نگاه خواهرخوانده است، از عقل خود استفاده می کند تا رقصندگان را متقاعد کند که او را زیر بال خود بگیرند...
یک مددکار اجتماعی باردار در شهر نیویورک شروع به ایجاد احساسات عاشقانه نسبت به بهترین دوست خود میکند و تصمیم میگیرد که ترجیح میدهد فرزندش را با او بزرگ کند، تا جایی که باعث ناراحتی دوست پسر خود میشود.