⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
هی سی، دختر نیمه فلج، پس از 17 سال به خانه بازمی گردد، اما پدرش به طور مرموزی ناپدید می شود. نامادری زیبا و مهربانش، یک پزشک شخصی ظریف، یک راننده جوان و قوی، و یک خدمتکار دلسوز از او استقبال می کند.
فرانچسکا کابرینی، مهاجر ایتالیایی، پس از مشاهده بیماری و فقر در زاغههای نیویورک، سفری جسورانه را آغاز میکند تا شهردار خصمانه را متقاعد کند که برای صدها کودک یتیم مسکن و مراقبتهای بهداشتی فراهم کند...
در جریان کشتار نانجینگ که در سال ۱۹۳۷ رخ داد، پستچیای به نام آ چانگ خود را به عنوان یک عکاس معرفی کرد. او به ظاهر به نیروهای ژاپنی کمک میکرد، اما در خفا، پناهندگان چینی را در مکانی امن نگه میداشت. با گذشت زمان، او با فداکاری جان خود را به خطر انداخت تا این پناهندگان را نجات دهد و مدارکی را که از جنایات وحشتناک نیروهای ژاپنی به دست آورده بود، آشکار کند.
یک باربر جدید با کوچکترین دختر یک خانواده مشهور بریتانیایی رابطهای عجیب برقرار میکند. در حالی که خانواده داونپورت، به سرپرستی لرد و لیدی داونپورت، با فاجعه حماسی عروسی دختر بزرگترشان با پسرعموی عیاشش دست و پنجه نرم میکنند.
در شرایطی که وفاداری ملی به دروغی بزرگ تبدیل شده، نوجوانی شجاع تصمیم میگیرد برای افشای حقیقت دست به ریسک بزرگی بزند. او که تحت تعقیب گشتاپو است، در کشمکش درونی برای یافتن معنای واقعی یک شهروند خوب آلمانی بودن قرار میگیرد.
در زندگی پس از مرگ که ارواح یک هفته فرصت دارند تا تصمیم بگیرند ابدیت را کجا بگذرانند، جوآن با انتخابی غیرممکن بین مردی که زندگیاش را با او گذرانده و اولین عشقش که در جوانی فوت کرده و دههها منتظر آمدنش بوده، روبرو است.
سیلی عظیم و فاجعهبار سیاره زمین را فرا میگیرد. در روزی که ممکن است آخرین روز روی زمین باشد، نبردی ناامیدانه برای نجات کودکی از آپارتمانی در حال سیل آغاز میشود.
المو و دوستانش در برنامهی «سسمی استریت» با مارک روبر، مهندس سابق ناسا که حالا یوتیوبر شده، همکاری میکنند تا برای جشن «مِری گیفتماس» هدایای ویژهای تهیه کنند.
یک دزد خردهپا، با کمک دختر بیخبر و گوشهگیرش، گروهی از کلاهبرداران سرودخوان کریسمس را گرد هم میآورد تا به خانهی یک مرد ثروتمند نفوذ کنند و یک الماس غولپیکر را بدزدند.
۲۲ سال پس از اینکه تس و آنا یک بحران هویت را پشت سر گذاشتند، حالا آنا یک دختر و یک دخترخوانده در شرف ازدواج دارد. در حالی که آنها با چالشهای ناشی از ادغام دو خانواده کنار میآیند، تس و آنا درمییابند که ممکن است ماجرا دوباره تکرار شود.
زندگی لیندا رو به نابودی است، اما او میکوشد تا با مسائلی چون بیماری اسرارآمیز فرزندش، غیبت شوهر، یک فرد گمشده و رابطهی روزبهروز خصمانهاش با رواندرمانگر کنار بیاید و این شرایط را مدیریت کند.
گروهی از پسران نوجوان در یک رقابت سالانه شرکت میکنند که به «راهپیمایی طولانی» شهرت دارد. در این مسابقه، شرکتکنندگان باید سرعت مشخصی را در طول راهپیمایی حفظ کنند؛ در غیر این صورت با شلیک گلوله از دور مسابقه حذف خواهند شد.
دو مرد جوان که وسواس فکری در مورد تئوریهای توطئه دارند، مدیرعامل یک شرکت بزرگ را میربایند. آنها متقاعد شدهاند که او یک موجود فضایی است که قصد نابودی کره زمین را دارد.
فینِ ۱۷ ساله پس از رهایی از اسارت با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکند. در همین حال، خواهرش در رویاها از طریق "تلفن سیاه" تماسهایی دریافت کرده و رؤیاهای نگرانکنندهای از مورد تعقیب قرار گرفتن سه پسر در اردوگاه زمستانی "دریاچه آلپاین" میبیند.
پس از یک فقدان غمانگیز، پدری داغدار تلاش میکند پسران خردسالش را بزرگ کند، در حالی که با یک مهمان غیرمنتظره، غیرقابل پیشبینی و ناخوانده روبرو میشود.
مردی برای تخریب خانه خانوادگیاش که در جنگ به قتل رسیدهاند، برمیگردد تا آن را در جای دیگری بسازد. وقتی قاتل، یک فرمانده ارتش سرخ، او را پیدا میکند، تعقیب و گریز وحشیانهای در سراسر کشور آغاز میشود.
در سال ۱۹۶۸ و در کشور ویتنام، گروه شناسایی «جوخه کرکس» به یک دره دورافتاده در جنگل اعزام میشوند. مأموریت آنها پیدا کردن اثری از گروهی از نیروهای کلاه سبز گمشده است، اما به زودی میفهمند که تنها کسانی نیستند که در آنجا حضور دارند.