ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
این داستان درباره زن جوانی است که جسدش پیدا میشود. وقتی پلیس تحقیق میکند، شواهد به مردی اشاره میکند که زن با او در حال ترک یک مهمانی دیده شده بود. مرد در بازجویی ادعا میکند که مرگ زن اتفاقی و در نتیجه رابطه جنسی خشن بوده است. خانواده زن این موضوع را باور نمیکنند، بنابراین به دفتر دادستان فشار میآورند تا مرد را به جرم قتل محاکمه کنند، اما او وکیل خوبی دارد که نقش خود را (احتمالاً به خوبی) ایفا میکند.
مرد جوانی متوجه می شود که والدینش اندکی قبل از تولد او در یک آزمایش تسلیحات اتمی مورد استفاده قرار گرفته اند و نتایج آن اثرات غیرمنتظره ای روی او گذاشته است...
مسابقه بین زاک و شام هنوز پایان نیافته است . زاک مثل قبل یک مسابقه غیرقانونی نیست ، حالا او یک راننده حرفه ای است . در این فاصله پس از وقوع حادثه ، سم به دلیل شکستگی پای خود ، دیگر نمیتواند ادامه دهد و مجبور است ...
چارلی کانتیلینی که زن جوان و خوش قیافه ای است تاکنون در برقراری روابط رمانتیک با مردان موفق نبوده اما یکروز در یک فروشگاه با مردی به اسم کوین آشنا می شود . چارلی احساس می کند که کوین همان مرد کامل و ایده آلی است که او را خوشبخت می کند . کوین هم از چارلی خوشش آمده و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند و بهمین خاطر چارلی را به خانه شان می برد تا با مادرش ویولا آشنا شود . اما ویولا از همان برخورد اول از چارلی خوشش نمی آید و معتقد است او لیاقت همسری پسرش را ندارد . او وقتی خبر ازدواج قریب الوقوع آندو را می شنود شروع به آزار و اذیت چارلی می کند و چارلی نیز که اوضاع را اینگونه می بیند تحملش را از دست می دهد و دست به مقابله زده و بنابراین جنگ تمام عیاری بین آنها آغاز می شود و …