بازماندگان گروه مقاومت آلمان در جنگ جهانی دوم در سالن اجتماعات خانه ای در كشور انگلیس دور هم جمع می شوند. این مراسم به میزبانی سرهنگ "پرایس" برگزار می شود که قصد دارد دریابد کدام مهمان به رهبر خود خیانت کرده است ...
میگل و پاتریشیا زوجی هستند که از مشکلات مالی رنج می برند. زمانی که میگل اخراج می شود، تلاش می کند در خانه کتاب بفروشد که برایش فایده ای ندارد. سپس او یک داروخانه را سرقت می کند و متوجه می شود که از این راه می توان به راحتی پول به دست آورد...
زنی از کابوسهای شبانهاش درباره سفر به قلمرو تاریک و موجود شیطانی که منتظر ورودش است، رنج میبرد. او برای پایان دادن به کابوسها با یک تعبیرگر خواب مشورت میکند، اما فقط متوجه میشود که هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست و واقعیت چیزی کاملاً متفاوت است...
داستان حول دوستان دوران کودکی میشل می چرخد که به عشق واقعی اعتقاد دارد و وینسنت که در مورد روابط جدی نیست و فقط در لذت های فیزیکی با زنان افراط می کند...
دانشمندی برای ملاقات با یک متصدی بانک زیبا به یک بانک می رود. ماشین زمان او به او اجازه می دهد 10 دقیقه در زمان به عقب برگردد و رویکردهای خود را نسبت به او اصلاح کند. او زیر سایه 2 مامور FBI قرار می گیرد و بانک مورد سرقت قرار می گیرد...
در طول جنگ الجزایر برای استقلال از فرانسه، یک مرد فرانسوی متعلق به جناح راست گروه تروریستی و زنی جوان متعلق به جناح چپ گروه ترویستی در ژنو با هم برخورد کرده و عاشق هم می شوند.اما وقتی اعضای گروه مرد به او مشکوک می شوند همه چیز به هم می ریزد...
اقتباسی از رمان هنری جیمز در شهر نیویورک قرن نوزدهم. یک مرد پولدار با پدری سرسخت توسط یک شکارچی ثروتمند خوش تیپ تعقیب می شود که شاید فقط به دنبال پول او باشد..
یک معلم فرانسوی فقیر اما مغرور پس از امتناع از تغییر نمرات یک دانش آموز ثروتمند اخراج می شود. از آنجایی که این می تواند فرصتی برای بهره برداری از صداقت او باشد، کاستل بناک توپاز را به عنوان مدیر عامل برای یک تجارت مشکوک استخدام می کند...
این داستان، روایت زندگی زوج جوانی است که پس از ازدواج با مشکلات عدیدهای روبرو میشوند. در پی این مشکلات، آنها به ناچار به دنیای خلافکاری کشیده میشوند و به عضویت یک باند سرقت خودرو درمیآیند.
محمود نویسندهای است که برای نوشتن باقیماندهٔ کتاب جدید خود در پی یک کم کاری طولانی، به باغ پدری خود در دماوند پناه آورده است. اما در باغ درخت گلابی قدیمی ...
یک روح شیطانی بدن میزبان انسانی خود را که یک جنایتکار محکوم به اعدام است، ترک می کند و به صورت مخفیانه وارد بدن میزبان انسانی بعدی خود، یک قاضی فرانسوی می شود...
"سایمون" که مسئول جمع آوری زباله میباشد با "هنری" رمان نویسی شوخ طبع ولی بی استعداد آشنا می شود."هنری" دنیای ادبیات را به او معرفی میکند و او شروع به نوشتن می کند و "سایمون" قله های موفقیت را تا برنده شدن جایزه نوبل طی می کند اما "هنری" زندگی اش را غرق در الکل می کند...