همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
آماندا به اجبار، وظیفهی مراقبت خاص از همکلاسی جدید خود، لارس، که مبتلا به سندرم داون است را به عهده میگیرد. این داستان برگرفته از کتاب پرفروش نروژی نوشتهی ایبن آکرلی است.
دو مامور نخبه که زن و شوهر هم هستند، برای نجات دخترشان از دست قاچاقچیان انسان، با خطرات و چالشهای زیادی روبرو میشوند و در این مسیر با گذشته خود نیز دست و پنجه نرم میکنند.
دینگ، بانوی کارآفرین، به دلیل توطئه کلاهبرداری به زندان میافتد. او برای حفظ بقای خود با بو متحد میشود تا در زندان با خواهر پو برای رهبری رقابت کند. ناگهان، وان، مجرم سابقهدار، برای بازپسگیری جایگاه خود به این نبرد میپیوندد.
در بیابان کالیفرنیا، دو دوست صمیمی که قبلاً رابطه نزدیکی با هم داشتند، در حال کمپینگ بودند که تکهای فویل عجیب و غریب پیدا میکنند که احتمالاً منشأ فرازمینی دارد. این کشف باعث ایجاد شکاف بین این دو دوست میشود.
این فیلم داستان دو خواهر دوقلو به نامهای آنا و زو را دنبال میکند. آنا با یک معاملهگر سهام آشنا میشود و او را مردی ایدهآل میداند، اما زو به او اعتماد ندارد و به دنبال کشف راز او میرود.
داستان زنی را روایت میکند که در کشمکش بین یک تاجر قدرتمند و یک رهبر باند برای یافتن هارد دیسکی که میتواند به عملیات اینترپل آسیب برساند، قرار میگیرد. این زن مجبور میشود از مهارتهای منحصر به فرد خود برای بازیابی هارد دیسک استفاده کند.
هامادا مکی یک فیلمنامه نویس مشتاق است و این منطقی است زیرا او با پدربزرگش، شویچی، که یک مینی تئاتر را در توکیو اداره می کند، زندگی می کند. ماکی با آرای کونیهید، کارمند یک شرکت پخش فیلم آشنا می شود و عاشق او می شود. ارتباط آنها با درخواست کونیهید از شویچی برای نمایش یک فیلم، یک فیلم مستند درباره کرهایهای ساکن ژاپن، بیشتر میشود. با نزدیک شدن به رویداد، مکی متوجه می شود که کونیهید در واقع یک کره ای نسل سوم زینیچی است و رابطه آنها به تدریج تغییر می کند.
سانه که شش سال پیش به دلیل عدم موفقیت در قتل همسر سابقش به زندان رفته بود، پس از آزادی با کنتا، یک جنگلبان، آشنا شده و ازدواج میکند. زندگی مشترک سانه و کنتا با ظهور همسر سابق سانه وارد فاز جدیدی میشود. سانه هنوز نتوانسته همسر سابق خود را فراموش کند و کنتا در مواجهه با این موضوع دچار مشکل میشود.
دیتا که هرگز تمایلی به مادری نداشته، ناگهان خود را در جایگاه مادرخوانده دو دخترِ معشوقه خود میبیند. تقابل خواستههای فردی آنها چالشهایی را به وجود میآورد و در این میان، داستانی پرمهر از تلاشهای یک خانواده غیرسنتی برای حفظ پیوندشان روایت میشود.
متیو، منشی بازنشسته بانک، با اکراه وارد عرصه سیاست در یک انتخابات فرعی میشود. این فیلم به بررسی پویایی ازدواج، عدالت و تحقق فردی در میان یک جامعه روستایی صمیمی میپردازد.
امی که از دیدن ارواحی مکرر رنج میبرد، برای یافتن مادرش که گم شده است، سفری از سنگاپور به ژاپن را آغاز میکند. در میان مناظر در حال تغییر، رویاها، ارواح و مادر گمشده امی، هویت واقعی خود را آشکار میکنند.
گابریلا، همسرِ روبرتو، به دفترِ رناتو، وکیلی ثروتمند که با جوکوندا ازدواج کرده است، برای کار فراخوانده میشود. پس از آن، این چهار نفر در تار و پودِ دروغ، روابطِ فرساینده و تراژدی گرفتار میشوند.
پنج نوجوان مکزیکی-آمریکایی عاشق گلف، در سال ۱۹۵۵ به دلیل عدم دسترسی به زمین گلف، با خلاقیت و پشتکار، زمین گلف مخصوص خود را در دل بیابان جنوب تگزاس ساختند.
دیانا پارکر متوجه میشود که سارق خانه کسی نیست جز دختر بیولوژیکی او که سالها پیش برای فرزندخواندگی واگذار شده بود. با این حال، آنها به زودی متوجه میشوند که یک قاتل بیرحم برای متوقف کردن این پیوند خانوادگی، از جمله قتل، دست به هر کاری میزند.
داستان فیلم حول محور پدری میچرخد که پس از مرگ همسرش به دنبال شروع دوباره زندگی با پسرش است. او بدون هیچگونه آگاهی قبلی، یک انبار را خریداری میکند، اما رازهایی که پشت درهای فلزی این انبار پنهان شدهاند، به بدترین کابوس یک پدر تبدیل میشوند.