همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
جائه وو، کِندوکار، در اردوی نهایی تیم ملی با ته سو، قاتل برادرش، روبرو میشود. او که رقیب ته سو است، مغلوب او میشود و تحت فشار روحی قرار میگیرد. با پایان اردو، احساسات جائه وو فوران میکند.
ایو، ویراستار کتابهای عاشقانه، قبول میکند که برای رماننویسهای پرفروشش خانهداری کند. او در این مدت خانه را با جیک، مربی خودیاری، به اشتراک میگذارد. جیک به این فضا برای برگزاری کارگاههای آموزشی با مضمون عاشقانه به مناسبت روز ولنتاین نیاز دارد.
پیوترس و خانوادهاش به عمارتی تاریخی نقل مکان میکنند. مارلنکا به دنبال نیاکانی مناسب برای خانوادهاش میگردد. آگنیشکا باردار میشود و با تولد فرزندش، مشکلات آغاز میشود. پیوترس آرزوی فرزنددار شدن دارد، اما مارچین، همسر آگنیشکا، ناپدید میشود. کامیلای مرموز در جستجوی زاوادا به برزوکی میآید.
آنا با آرزوی زندگی بهتر برای خود و دخترش کاتیا، وامی مسکن دریافت میکند. اما اتفاقاتی غیرمنتظره او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد که مجبور به زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی خود در جامعهای بیاخلاق میشود.
در پی فروپاشی زیستمحیطی که بشریت را مجبور به حذف 20 درصد از جمعیت خود میکند، شام خانوادگی به هرج و مرج تبدیل میشود زمانی که برنامه پدر برای پیوستن به برنامه اتانازی جدید دولت به طرز وحشتناکی به هم میریزد.
ژنیا هوروبچیک، عکاس اهل کییف که اصالتاً اهل زاشکیو است، مردی محبوب در بین زنان است. او به دنبال شغل میگردد، اما به طور اتفاقی عشق جدیدی پیدا میکند. ژنیا از قبل یک همسر و یک پسر، و یک همسر سابق و مشکلات زیادی دارد. او بین آنها سرگردان است و تصمیم میگیرد که به جای ادامه این زندگی، زیر قطار برود.
اروین در تگزاس سرگردان میشود و توسط مِرل، یک حفاریِ نفتی که تقریباً ورشکسته شده، تحت حمایت قرار میگیرد. آنها برای فریب یک شرکت نفتی فاسد و قبل از اینکه رویاهای مِرل نابود شود، به یک ماجراجویی وحشیانه میروند...
لونت، جوانی که مدیریت زنجیرهای از رستورانهای معروف آدانا را بر عهده دارد، با اکراه در جشن مجردی غافلگیرانهای که صراف، دوست دوران کودکیاش، ترتیب داده است، شرکت میکند. این اتفاق، نقطه عطفی در زندگی او رقم میزند. سرنوشت، باهر، زنی فقیر، افسرده و گرفتار در مشکلات زندگی که با سه برادر کاغذساز خود زندگی میکند را به مسیر لونت هدایت میکند.
یک زوج متأهل دختری را که مدعی است فرزند شوهرشان است، به خانه خود میآورند. زن با دختر رابطه عاطفی عمیقی برقرار میکند، اما شوهر به دنبال رازگشایی از گذشته دختر است. رفتارهای مرموز و هویت نامشخص دختر، باعث ایجاد تنش در خانواده میشود.
جمعیت ببرها در هند به طور قابل توجهی افزایش یافته است، به طوری که این حیوانات از قلمروهای جنگلی خود به مناطق مسکونی مجاور نیز قدم میگذارند. این امر نشاندهنده موفقیت چشمگیر تلاشهای حفاظتی برای احیای این گونه نمادین است.
شاهزاده لو، وارث تاج و تخت پادشاهی لوسبرا، زندگی بیخیالی را سپری میکند و با شوخیهایش اوقات خانواده و دوستانش را تلخ میکند. با این حال، طبق افسانهها، زمانی که او به 18 سالگی برسد، با اژدهای شرور افسانهای روبرو خواهد شد و مردم سرزمین میانه را نجات خواهد داد. با وجود این پیشگویی، او خطری قریبالوقوع را باور ندارد و ترجیح میدهد خواهرش، شاهدخت افسونشده (جی آلپارون) و همه کسانی که در کاخ کار میکنند را دست به سر کند.
مدلاین پس از اینکه نامزدش قبل از عروسی او را ترک میکند، برای گذراندن ماه عسل بدون او به آبشار نیاگارا میرود. در آنجا، او دوباره با روحیه ماجراجویانه خود ارتباط برقرار میکند، یاد میگیرد که گذشته را رها کند و عشق جدیدی را پیدا میکند.
آلخاندرو، طراح بااستعدادی از السالوادور، در نیویورک برای زنده کردن ایدههای عجیب و غریب خود تلاش میکند. با تمام شدن ویزای کاریش، یافتن شغلی در کنار هنرمندی غیر عادی تنها امید او برای ماندن در کشور میشود...
هانا، دختری دبیرستانی معمولی است. روزی در خواب، دختری کوچک را میبیند که در دوره Sengoku زندگی میکرده است. بعد از بیداری، توسط یک آژانس دولتی مرموز که توسط کسانی اداره میشود که معتقدند رویاهای او میتواند دنیا را نجات دهد، ربوده میشود.
یک نویسنده برای یافتن الهام به مسیر دویدن میرود، اما در آنجا به همراه یک کولهپشتیگرد، متوجه وجود شر واقعی در میان درختان میشود. پدر و پسری شروع به تعقیب نویسنده و کولهپشتیگرد میکنند.
هاناکو اوریمورا که از کودکی آرزوی کارگردانی فیلم را داشته، در آستانه اولین تجربه کارگردانی خود قرار دارد. او با ماسائو دیت ملاقات میکند و شادترین لحظات زندگی خود را تجربه میکند. اما توسط یک تهیهکننده فریب میخورد و همه چیز را از دست میدهد. ماسائو از او میپرسد که آیا قصد دارد از رویای خود دست بکشد؟