« آلفرد كراليك » ( استوارت ) كه در يك مغازهى فروش كالاهاى چرمى در بوداپست كار مىكند ، با دختر رؤياهايش كه هرگز او را ملاقات نكرده است ، مكاتبات لطيف و شاعرانهاى دارد ، غافل از آن كه اين دختر ، « كلارانوواك » ( سولاون ) كارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است...
آلمان، سال 1945، با پايان جنگ جهاني دوم، «لئوپولد کسلر» (بار)، جوان آلماني تبار، از امريکا به زادگاه اجدادي خود باز مي گردد. عموي «لئو» (ياگارت)، او را به عنوان مأمور قطار به کار مي گمارد و خيلي زود «لئو» با «کاتارينا» (سوکووا)، دختر رئيس راه آهن، آشنا مي شود و ازدواج مي کند. در حالي که پس از چندي نازي هاي متعصب، که کماکان به خرابکاري ادامه مي دهند، از «لئو» مي خواهند تا با جاسازي بمبي در قطار، آن را منفجر کند...
"جاناتان کورلیس" که پس از فاش کردن بارداری دوست دختر خود، رابطه اش با پدر ثروتمند خود را در معرض خطر می بیند، به خونسردی او را به قتل رسانده و تلاش می کند آنرا خودکشی جلوه دهد. او سپس به نیویورک می رود تا از خواهر دوقلوی او "الن" خواستگاری کند و...
"ری" مجرمی سابقه دار، قصد دارد با همکاری دو دوستش سرقتی را ترتیب داده تا هزینه خرید نانوایی خودش را بدست آورد.اما او انتظار پیدا شدن پسرش"تامی" که همراه خواهرش زندگی می کند درست در هنگام طراحی نقشه را نداشته و...
یک خانواده روسی معمولی، روزی به طور ناگهانی همگی دارای یک قدرت فوق العاده می شوند، آن ها تبدیل به افراد شکست ناپذیری شدند ، پدربزرگ خانواده توانایی صحبت کردن با حیوانات را پیدا می کند و دختر خانواده توانایی خم کردن آهن و ناپدید شدن را دارد ، تا اینکه یک روز تصمیم میگرند یک بانک را غارت کنند اما ...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 7 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
"هنری" و "میشل" از دوران دبیرستان هم را می شناسند.آنها به طور اتفاقی یکدیگر را برای بار دیگر ملاقات می کنند و "هری" خود را وارد زندگی "میشل" می کند اما اوضاع به طرز بدی تغییر می کند و...
فیلم چند نفر را که پس از برداشت به مزارع رفته و باقیمانده محصولات را برای خود جمع آوری می کنند را دنبال میکند. کارگردان فیلم در طول کشور سفر کرده و شهر به شهر به دنبال آنها و کسانی که با آنها ارتباط دارند می گردد...
در سرزمین های دروافتاده جادویی و در دهکده کوچک قرار گرقته بین سبزه زار ها و دشت ها ،کله از گوسفند ها زندگی می کنند. اما این زندگی آرام و راحت و بدون استرس ناگهان دچار مشکل می شود زیرا دسته ای از گرگ ها به دره مجاور با آن ها می آیند و در آن جا اردوگاه خود را برپا می کنند. مطابق با رسوم دیرینه گرگ ها ،رهبر فعلی گروه شرطی را برای جانشین آینده اش تعیین می کند و آن این است که باید کسی که می خواهد جانشنین شود توانایی اش را با از بین بردن رقبایش به اثبات برساند
زامبی جوانی به نام "اوتو" در بزرگراه ظاهر می شود.او نمی داند از کجا آمده و به کجا می رود.پس از رفتن به برلین و مخفی شدن در پارکی متروکه او شروع به گشتن در شهر می کند و...
"پیر وسلرین" یک آمریکایی چهل ساله که در پاریس زندگی می کند،بوسیله پولهای دوستان و آشنایانش زندگی می کند.او تلگرافی دریافت کرده مبنی بر اینکه عمه ثروتمندش از دنیا رفته است،به همین دلیل او پولی قرض کرده و یک مهمانی بزرگ ترتیب می بیند.اما وقتی متوجه می شوند او از ارث محروم است همه چیز خراب می شود...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین دریافت 2 جایزه دیگر.
̎لاری کوک̎ (جیسن روباردز) تصمیم میگیرد مزرعهٔ چهارصد هکتاری خود را بین سه دخترش تقسیم کند؛ اما وقتی متوجه میشود کوچکترین دخترش ̎کارولین̎ (جیسن لی) که وکیل دعاوی است، نسبت به قصد او تردیدهائی دارد، او را از سهمش محروم میکند. خواهران دیگر، ̎جینی̎ (لانگ) و ̎رز̎ (فایفر) با اینکه در کودکی از طرف پدرشان مورد اذیت و آزار قرار گرفتهاند از تصمیم او استقبال میکنند. آنان پس از آنکه پدر مست و پریشان احوالشان به خانهٔ همسایه مزرعهدارشان، ̎هارولد کلارک̎ (هینگل) نقل مکان میکند، با پسر هیپی او، ̎جس̎ (فرت) رابطه برقرار میکنند. شوهر ̎رز̎ وقتی از بیوفائی همسرش آگاه میشود، مست میکند و سوار بر تراکتور به مانعی برخورد میکند و میمیرد. ̎تای̎ (کارادین)، شوهر ̎جینی̎ با جلب حمایت ̎کارولین̎، از طرف پدرشان که احساس میکند با او بدرفتاری شده، از ̎جنی̎ و ̎رز̎ شکایت میکند...
راج ( شاهرخ خان ) روستا زاده ای است از طبقه متوسط که به دنبال بلند پروازی های شخصی به شهر بمبئی آمده است و در آنجا شرکت حمل و نقل کوچکی را تاسيس کرده و آنقدر ساده و بی تکلف است که در مواقع ضروری خود رانندگی کاميونها را بر عهده ميگيرد . راج در يک تصادف با پريا ( رانی موکرجی ) ملاقات ميکند ٬ دختری شيک و امروزی که در يونان به دنيا آمده و تربيت شده و اکنون در هند طراح لباس است...