فیلم "رپهای ونکوور" به بررسی تاریخچه هیپهاپ در ونکوور کانادا میپردازد. این فیلم شامل گفتوگو با هنرمندان برجسته و ستارههای جدید این سبک است و در آمازون پرایم در دسترس بوده و مورد توجه جامعه موسیقی و فیلمسازی قرار گرفته است.
زندگی آنیتا پس از نقل مکان به یک مجتمع مسکونی انحصاری، مسیری تاریک پیدا میکند. او جذب «باشگاه همسران» مرموز میشود. آنیتا که به حقیقتی شوم در مورد مرگ یکی از اعضای سابق مشکوک است، باید رازهای این باشگاه را برملا کند.
این فیلم داستان یک بازپرس خصوصی را دنبال می کند که فکر می کند عشق زندگی خود را در یک برخورد غیرمنتظره ملاقات کرده است، اما او می تواند بدترین کابوسش باشد...
بعد از بستن پیمانی برای جدایی قبل از کالج، کلر و آیدان مراحل رابطه خود را در آخرین تاریخ دنبال میکنند و مکانهای آشنا و غیرمنتظره را دوباره مرور میکنند و از هم میپرسند: با هم بمانند یا برای همیشه خداحافظی کنند؟..
زنی برای کمک به شوهرش در پرداخت پول به یک اخاذ، با او همکاری میکند. اما زمانی که اخاذ به قتل میرسد، زن به عنوان مظنون اصلی شناخته میشود و متوجه میشود که مردی که با او ازدواج کرده، زندگی دوگانهی خطرناکی داشته است.
مولی با جاش، آشنا میشود که اخیراً با پسر کوچکش به شهر نقل مکان کرده است. در همان زمان او توسط مشتری مرموز نانوایی خود که هرگز ملاقات نکرده است، مجذوب می شود...
ناتالی ، یک نانوا ، و اریک ، مدیر امور مالی به طور غیر منتظره یک نانوایی معروف را به ارث می برند. آنها سعی می کنند در حین اداره سرمایه گذاری مشترک ، عشق را از تجارت دور کنند...
شاهزاده ای که از ایالات متحده دیدن می کند وقتی به یک فرد معمولی کمک می کند ، عاشق او می شود. اما مادرش از مسابقه راضی نیست و سعی می کند ثابت کند که دختر آمریکایی برای عروس سلطنتی مناسب نیست.
نبردهای یک مدیر جوان و با انگیزه با یک رقیب تجاری، دنیای او را تهدید می کند. هنگامی که او با یک فرد کاریزماتیک آشنا می شود، فلسفه زندگی اش تغییر می کند و تصمیم می گیرد همه چیزهایی را که از دست داده است، پس بگیرد...
بعد از اینکه زکریا یک گربه ی ولگرد را پیدا میکند ، سعی دارد که صاحبش را پیدا کرده و آن را برگرداند . در این حین با صاحب گربه آشنا میشود که یک دختر تنها است و ...
جیمز و لیلی در جایی بدور از مردم دیگه زندگی میکنند و دخترانشان را در آرامش و محیطی امن بزرگ میکنند.اما زمانی یک موج و انفجاری فلج کننده از سرتاسر شهر عبور میکنه,همگی خانهایشان را ترک و درون قلعه ای جمع میشوند تا از حملات سایبری بدور باشند اما …
Donovan Matheson شخصیت اصلی فیلم مردی است میان سال ، در حدود ۳۰ سال قبل او دختر بچه ای را از مرگ نجات می دهد و حالا داستان را برای همه بازگو می کند ، او تلاش دارد که بگوید اتفاقات بدی در آینده رخ خواهد داد ، کسی حرف او را باور نمی کند اما …
پس از غرق شدن یک کشتی، شخصی میلیاردر بنام "الیور کویین" مفقود میشود و به مدت پنج سال همه فکر میکردند که او مرده است، اما 5 سال بعد در یک جزیرهی دور افتاده او را پیدا می کنند. او به شهر خودش یعنی "استارلینگ سیتی" نزد مادر و خواهر و بهترین دوستش برمیگردد، که بلافاصله آنها متوجه تغییر رفتار "اُلیور" میشوند. "اُلیور" با شخصیت جدیدی که پیدا کرده قصد دارد با تمام بدی ها و خلاف ها درون شهرش مبارزه کند ولی در عین حال شخصیت قدیم خودش رو هم حفظ کند...
هفت سال پس از آن که زمین تبدیل به یک کره ی یخ زده و بایر شده است، بازماندگان انسان ها در یک قطار ساکن شده اند که هرگز متوقف نشده و کره ی زمین را دور می زند.
داستان در مورد "بری آلن" است، کسی که بعد از انفجار در آزمایشگاه S.T.A.R و قرار گرفتن در معرض ذرات شتاب دهنده به کما میرود. چند ماه بعد از کما بیرون میآید و متوجه سرعت و قدرتی عجیب درون خود میشود که این امکان را به او میدهد تا در سنترال سیتی مثل یک فرشتهی نگهبان که قابل رویت نمیباشد، حرکت کند. در حال حاضر تنها دوستان بری می دانند که او تبدیل به سریعترین مرد زنده جهان شده است. اما او بزودی متوجه میشود که تنها کسی نیست که در هنگام انفجار، قدرت فرا انسانی به دست آورده و افراد دیگری هم هستند که این قدرت را به دست آورده اما در راه درستی از آن استفاده نمیکنند. بنابراین "بری آلن" با آزمایشگاه استار همکاری میکند و مامور میشود تا از مظلومان شهر در برابر حوادث دفاع کند...
محوریت سریال درباره سم سوئیفت (ریچل بیلسون) ستاره نقشهای کارآگاهی در تلویزیون است که اکنون فراموش شده. او تلاش دارد تا به کمک ادی والتیک (ادی سیبیران) که یک کارآگاه خصوصی است و با حل پرونده های جنایی، جایگاه خودش را در میان مردم باز یابد…
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...