گریس به دلیل یک اشتباه در مکانی که رویاها در آن شکل میگیرند، مدام خواب مردی به نام مایکل را میبیند. اما وقتی این دو در واقعیت همدیگر را ملاقات میکنند، مایکل او را نمیشناسد.
کارلی در کریسمس به یک شهر کوچک میرود تا رهبری گروه کر کلیسا را بر عهده بگیرد. او که اولین تعطیلات زمستانی خود را بدون مادرش سپری میکند، با مردی که پس از خدمت در ارتش به شهر بازگشته، آشنا میشود...
لوسی برای نوشتن فیلمنامه بازسازی یک فیلم تعطیلات استخدام میشود. او به یک تور از محوطه میپیوندد و وقتی یک ساعت شنی را روی زمین میاندازد، خود را در گذشته، در سال سال ۱۹۴۶ می بیند ...
زمانی که مادر هانا سوِنسِن (با بازی سوئینی)، یعنی دلورس (با بازی نیون)، در جستجوی خانهای برای خواهرش، میشل (با بازی اتکینز)، به طور ناگهانی با جسد صاحبخانهای که از مشتریان دائمی کافه «کوکی جار» بود، روبهرو میشود، هانا بیشتر از هر کس دیگری غافلگیر و شوکه میشود.
چهار روز قبل از کریسمس، الیزابت یک پیام صوتی از یک شماره ناشناس دریافت می کند که او آن را نمی شناسد. در این پیام، صدای مردی که او را نمی شناسد، آخرین التماس را به عشق زندگی اش برای شانس دوباره می کند....
دوقلوهای همزاد نیکی و نورا وقتی یک آژانس کارآگاهی را به ارث می برند، مجبور می شوند به زندگی یکدیگر بازگردند. هنگامی که آنها با هم کار می کنند تا یک قتل را حل کنند، زود متوجه می شوند که اختلافات آنها ممکن است بزرگترین مزیت آنها باشد...
از آنجایی که هانا و مایک در نامزدیشان تلاش می کنند در مشاغل پرمشغله خود تعادل برقرار کنند، یک قتل در یک باشگاه ورزشی 24 ساعته برنامه ریزی عروسی آنها را پیچیده می کند...
پنج مهمان به طور مرموزی به مسافرخانه ای دعوت می شوند تا کریسمس را جشن بگیرند. سارا با کمک صاحب مهمانسرا، متوجه می شود که یک رویداد از گذشته ممکن است آنها را به هم متصل کند و زندگی آنها را برای همیشه تغییر دهد...
در شب افتتاحیه نمایشی از نیل خان، نویسنده داستانهای جنایی، بازیگر زن نقش اول به قتل میرسد. کارآگاه آکوستا با کمک عکاس زن، آلی آدامز، به دنبال قاتل میگردد. اما آلی که در تحقیقات دخالت میکند، خود به هدف قاتل تبدیل میشود.
یک زن بیوه به همراه پسرش برای کریسمس به شهر زادگاه خود در ویرجینیا سفر میکند. در طول سفر، آنها با مردی که به همان مقصد میرود آشنا میشوند. با گذراندن زمان بیشتر با هم، این زوج به یکدیگر نزدیکتر میشوند...
در یک آژانس تبلیغاتی، ملانی که عاشق کریسمس است، و دونوان که عاشق کریسمس نیست، با هم جفت می شوند تا یک تبلیغ کریسمس برای تلفن همراه بسازند. آنها همچنین می توانند در دفتر بابا نوئل مخفی یکدیگر باشند و در مورد یکدیگر اطلاعات بیشتری کسب کنند. آیا فراتر از این خواهد رفت؟
یک پزشک جوان که در حال حاضر در یک شهر بزرگ کار میکند، برای کریسمس به خانه بازمیگردد و متوجه میشود که پدرش تصمیم به بازنشستگی گرفته است. او که با عشق دوران دبیرستانش دیدار مجدد میکند، در مورد ماندن در شهر و اداره کار پدرش تردید میکند...