«رالفی» پسر جوانی است که رویای داشتن یک تفنگ بادی رد رایدر در سر می پروراند. او تصمیم دارد به همه ثابت کند که این تفنگ یک هدیه عالی برای کریسمس است، اما والدینش، معلم او، و همینطور بابا نوئل نیز با او مخالفند…
سر بچه ای به نام «کوین» (کالکین)، به دلیل شیطنت هایش، شب پیش از سفر خانواده اش برای تعطیلات کریسمس، تنبیه می شود تا در اتاق زیر شیروانی بخوابد، و او هم پیش از خواب آرزو می کند که تمام اعضای خانواده اش ناپدید شوند. صبح روز بعد، همه «کوین» را فراموش می کنند و به سفر می روند و وقتی متوجه نبود او می شوند که دیگر دیر شده است...
یک سال از ماجرای فیلم قبلی می گذرد. این بار کوین در شهر نیو یورک گم شده است و دو دزدی که سال پیش به خانه او آمده بودند هم از زندان گریخته و فاصله چندانی با کوین ندارند...
داستان در مورد یک قطعه ی کامپیوتری است که بسیار محرمانه است و مربوط به مقامات بسیار سطح بالای آمریکاست. این قطعه توسط یک عده تبهکار حرفه ای ربوده می شود. آنها برای عبور دادن این قطعه از ایست بازرسی فرودگاه از یک ماشین کنترلی استفاده میکنند که بطور تصادفی در ایستگاه بازرسی ساک این گروه با پیر زنی عوض میشود که در ادامه...
پدر و مادر "کوین مک آلیستر" از هم جدا شده اند.او که با مادر خود زندگی می کند تصمیم می گیرد کریسمس را با پدر خود بگذراند.از طرفی "مارو" سارقی که در یکی از فیلمهای اولیه حضور داشت با تبهکار دیگری همدست شده تا به عمارت آنها دستبرد بزنند...
فین باکستر و خانواده اش از کالیفرنیا به خانه جدید خود آمده اند ، اما فین بر این باور است که این خانه خالی از سکنه نیست. او برای گرفتن روح های درون خانه با خواهرش برنامه ای می ریزد …
«گرينچ» (جیم کري) سالها پيش در هوويل به دنيا آمده، اما قيافه ترسناک او و همين طور علاقه بي حد و حسابش به «مارتا مي» (بارانسکي) که ذره اي به «گرينچ» علاقه ندارد باعث شده از آن سرزمين رانده شود. از آن زمان تا کنون، «گرينچ» کينه مردم هوويل را به دل داشته و حالا فرصت انتقام فرا رسيده است...
یک پیرمرد خوب و خوش اخلاق ادعا می کند که بابا نوئل واقعی است، اما مردم فکر می کنند او عقلش را از دست داده و باید تحت مراقبت قرار بگیرد. یک وکیل جوان از روی دلسوزی سعی دارد در دادگاه ثابت کند که این پیرمرد واقعا بابا نوئل است…
«جورج بیلی» که در روز کریسمس قصد خودکشی دارد، توسط یک فرشته نجات داده میشود و آن فرشته به او نشان میدهد كه زندگی اطرافیانش بدون وجود بیلی چقدر بی رمق و یكنواخت میشده است. این طوری است كه در همان روز و شب كریسمس، جورج كه بواسطه مشكلات مالی حاصل از ورشكستگی به فكر خودكشی افتاده است، باردیگر به انسانها دل میبندد و به زندگی بر میگردد...
مردی بطور تصادفی بابا نوئل را در آستانه کریسمس می کشد، سپس او با قدرت های جادویی انتخاب شده و مجبور می شود جای بابا نوئل را بگیرد و وظایفش را انجام دهد و …
بابانوئل این دفعه دو وظیفه داره : یکی اینکه باید بفهمه چطوری خانواده ی جدیده شو خوشحال و راضی نگه داره و یکی دیگه اینکه نزاره " جک فروست " کریسمس رو خراب کنه...
«هوارد لانگستن» (شوار تسنگر) مردي جدي است که به کارش بيش تر از همسرش، «ليزا» (ويلسن) و پسرش، «جيمي» (لويد) اهميت مي دهد. «جيمي» از پدرش انتظار دارد بيش تر به او توجه کند و تنها چيزي که براي هديه ي کريسمس از او مي خواهد، يک آدم آهني با همه لوازمش است...
بادی (ویل فرل) در پرورشگاهی در نیویورک زندگی می کند. شب کریسمس می پرد در کیسه بابانوئل و او هم از همه جا بی خبر، بادی را با خودش به قطب شمال می برد. در آنجا پری ها تصمیم می گیرند که بادی را بزرگ کنند و به او هم نگویند که در حقیقت انسان است. سال ها بعد وقتی که بادی از این راز باخبر می شود تصمیم می گیرد به نیویورک بازگردد تا پدر واقعی خودش را پیدا کند...
داستان درباره یک مجرم و همکارش است که در شب کریسمس قصد دارند به لباس بابانوئل از فروشگاهی سرقت کنند.اما وقتی آنها با پسر دردسر سازی دوست می شوند به مشکل برمی خورند و مسئول حراست فروشگاه پی به نقشه آنها می برد …
ویلی که به شدت معتاد الکل است و زندگی نابسمانی دارد، بار دیگر با مارکوس تشکیل یک تیم را می دهند تا در مراسم سال نو در خیریه ای در شیکاگو حضور داشته باشند، اما...
داستان از شهر هالوین آغاز می شود. شهر وحشت و کابوس کودکان. شهری که هیولا های ترسناک کودکان در آن سکونت دارند. اما آنان بد جنس نیستند و اما سیر اصلی داستان با جک یا پادشاه کدو تنبل ها که اسکلتی خوش تیپ و جذاب است رنگ می گیرد. این که جک از کار های همیشگی اش خسته شده و در جست و جوی سالی متفاوت پا در شهری دیگر می گذارد و بعد از دیدن جشن کریسمس تصمیم می گیرد کریسمس آن سال را خود رهبری کند. غافل از این که ...
داستان فیلم درباره تعدادی زوج جوان، میان سال و پیر است که در شهر نیویورک، خودشان را آماده برگزاری مراسم شب سال نو می کنند. قصه زندگی این خانواده ها، که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند در هم تنیده می شود و عامل مشترک در زندگی آن ها، مراسم شب سال نو است …
«فرانک کراس» (بيل موراي)، مدير شبکه ي تلويزيوني IBC نيويورک، با بي رحمي با کارمندانش رفتار مي کند و در شب کريسمس با روح رئيس سابقش، «لو هيوارد» فورسايت) روبه رو مي شود که به او هشدار مي دهد پس از چندي سه روح ديگر به ملاقاتش خواهند...
«آماندا» (دياز)، سازنده ي آنونس فيلم ها، اهل لس آنجلس و «آيريس» (وينسلت)، روزنامه نگار اهل ساري، انگلستان، هر دو به سايتي اينترنتي مراجعه مي کنند به نام «خانه تاخت زني» و تصميم مي گيرند براي فراموش کردن شکست هاي عاطفي شان، دو هفته اي خانه هاي شان را در انگلستان و امريکا، با هم عوض کنند...
عتیقه فروشی چینی جانور کوچک و عجیبی به نام «موگ وای» را به پسر بچه ی نوجوانی (گالیگان) می فروشد، با این شرط که دور از نور شدید و آب نگه دارند و هرگز پس از نیمه شب به آن غذا ندهند. «موگ وای» آرام و دوست داشتنی است، تا این که به طور تصادفی کمی آب رویش ریخته می شود و پنج جانور مشابه – ولی کمی شیطان – از آن به وجود می آیند…….
لس آنجلس. گروهی تروریست اداره ی مرکزی جدید التأسیس یک شرکت ژاپنی را تصرف می کنند و مهمانان شرکت کنندگان در مهمانی شب سال نو را به گروگان می گیرند. در این جا «جان مکلین» (ویلیس) پلیس نیویورکی، نبردی یک تنه را علیه مهاجمان آغاز می کند.
انیمیشن قطار قطبی بر اساس کتابی با همین نام نوشته “کریس ون آلسبرگ” ساخته شده است.این انیمیشن تقریباً به همان اندازه کتاب موفق و جذاب از کار درآمده است و بیننده را با خود به راحتی تا پایان قصه میکشاند. داستان فیلم راجع به کودکیست که بر خلاف تمسخر بسیاری از دوستانش شدیدا به بابانوئل و حضور وی در روزهای کریسمس معتقد است، تا …
آرتور و کریسمس (به انگلیسی: Arthur Christmas) یک فیلم انیمیشنی می باشد که به صورت کامپیوتری و سه بعدی در سال ۲۰۱۱ تولید شده است. داستان فیلم در مورد اتفاقات کریسمس و پسر بابانوئل است. شب کریسمس آرتور متوجه می شود که فقط یک کودک هدیه خود را دریافت نکرده و او مامور می شود که این کار را انجام دهد و …
وقتى "آلونزو اسميت" ترفيع مى گيرد و مأمور مى شود تا به نيويورك برود ، هيچ كس در خانواده ى او از اين تغيير مكان خشنود نيست. اسميت ، ابتدا به رغم اكراه همه در تصميم خويش مصر است اما سپس قبول مى كند تا هم راه خانواده در سنت لوييس بماند ...
یک اسقف که تلاش می کند کلیسای جدید بسازد، برای بدست آوردن راهنمایی دست به دعا می برد. فرشته ای پدیدار می شود اما راهنمایی های او در مورد بدست آوردن پول نیست و...
« آلفرد كراليك » ( استوارت ) كه در يك مغازهى فروش كالاهاى چرمى در بوداپست كار مىكند ، با دختر رؤياهايش كه هرگز او را ملاقات نكرده است ، مكاتبات لطيف و شاعرانهاى دارد ، غافل از آن كه اين دختر ، « كلارانوواك » ( سولاون ) كارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است...
باكستر « ( لمون )، كارمند دون پايه ى يك شركت بزرگ بيمه در نيويورك است. او آرام آرام، در مى يابد كه اگر كليد آپارتمانش را در اختيار بعضى از رؤسا، براى رابطه هاى مخفى با محبوبه هاى شان بگذارد در كارش ترقى خواهد كرد. تا اين كه خودش به طعمه ى رئيس بزرگ دل مى بازد.
مردی بدذات و عجیب و غریب، مشهور به «پنگوئن» (دنی دویتو)، به کمک یک تاجر فاسد بنام «مکس شرک» (کریستفر واکن) قرار است کنترل شهر گاتهام را در دست بگیرد. «بتمن» تنها کسی است که می تواند جلوی آن دو را بگیرد، گرچه «زن گربه ای» (میشل فیفر) نیز راه و روش خود را برای مقابله با آن ها دارد...
يکي از کهنه سربازهاي جنگ ويتنام به نام «مارتين ريگز» ( گيبسن ) که به دليل تجربه هايش در نيروهاي ويژه، به «سلاح مرگبار» شهرت دارد، به عنوان همکار کارآگاه پليس، «راجر مرتو» ( گلاور )، انتخاب مي شود. تعدادي مزدور که قبلا در جنگ ويتنام جنگيده بودند، به رهبري «ژنرال مک آليستر» ( رايان ) و «جاشوآ» ( بيوزي )، در فکر فروش محموله اي از هرويين به يک قاچاقچي هستند و حالا «ريگز» و «مرتو» به مبارزه با اين دارودسته مي پردازند.
در شب کریسمس بابانوئل حفره ای باستانی را کشف می کند. کمی بعد بچه ها شروع به مفقود شدن می کنند و پدر و پسر بابانوئل را دستگیر می کنند و با شکارچیان دیگر قصد دارن او را به کمپانی اسپانسر حفر بفروشند و …
فیلم درباره سه دوست صمیمی است که از دیرباز در کنار یکدیگر هستند و تصمیم می گیرند که شب سال نو میلادی، را در نیویورک سپری کنند و به دنبال جام مقدس جشن کریسمس بگردند اما…
اسکروچ مردی خسیس و بداخلاق که در آستانه کریسمس با تنگ نظری خود قلب منشی همیشه وفادارش را می شکند و در شب کریسمس طبق معمول تنهاست تا اینکه ارواح کریسمس به سراغ او می آیند و او را با خود در سفری طولانی همراه می کنند تا چشم او را به اعمال زشتش باز کنند.
خانواده “ویلارد” با بیماریهایی روحی و جسمی،مرگ و تبعید غریبه نیستند.اما وقتی مادر خانواده به پیوند عضو نیاز پیدا می کند همه اعضای خانواده برای کریسمس مجبور می شوند دور هم جمع شوند…