سه مرد جوان برای تصدی یک موقعیت شغلی حقوقی در ساختمان شهرداری با یکدیگر رقابت میکنند. فدریکو به پدرش که عضو شورای شهر است تکیه دارد، فابریزیو به دنبال فرصتی دیگر است، و لوکا که از مزایای خاصی برخوردار است، به این رقابت میپیوندد. تنها یکی از آنها میتواند برنده شود – تا اینکه رویدادهای غیرمنتظرهای رخ میدهد.
فیلم "Prophecy" که برگرفته از یک مانگای ژاپنی است، داستان دو برنامهنویس جوان به نامهای جیونا و آده را دنبال میکند. آنها نرمافزاری برای پیشبینی بازار سهام میسازند. وقتی ایده آنها به سرقت میرود، جیونا با نام "پسر کاغذی"، از طریق ویدئوهای آنلاین به افشای فساد میپردازد. این اقدامات به درگیری با مقامات و طرح سوالاتی درباره عدالت و تأثیر فناوری و اینترنت منجر میشود.
در شهری که در آیندهای نزدیک تحت فرمان هوش مصنوعی قرار دارد، جان علیرغم زندگی آسودهای که دارد، با آشفتگیهای درونی دست و پنجه نرم میکند. در این میان، آگهیای مرموز با عنوان "پرداخت با خون" (BLOOD-PAY)، وعده تجربیاتی خاص را از طریق فناوری هوش مصنوعی به او میدهد. مواجهه جان با ایوا، موجودیتی دیجیتالی، به تدریج مرز میان ماهیت انسانی و ماشینی را در هم میشکند.
گیر افتادن یک مرد و یک دختر در آسانسور هتل، شرکای آنها را به خیانت مشکوک میکند. تفاوت واکنش این دو زوج به این شکها، که هر یک در مرحلهای متفاوت از زندگی هستند، وضعیت را به سمت خطرات جدی سوق میدهد.
در جریان عروسی همسر سابقش، ساموئل با لورا دچار بحرانی میشود. در همین حین، مری تور شروع به دریافت تماسهای کمک مرموزی میکند. برای کشف حقیقت، او گروه را دور هم جمع میکند: در میان شک و تردیدها، افشاگریها و پیوندهایی که مورد آزمایش قرار گرفتهاند، حقایقی آشکار میشوند که هیچکس آماده رویارویی با آنها نبود.
یک بازآفرینی مدرن از داستان اورفئو و ائوریدیکه.اپرای "اورفئو و ائوریدیکه" اثر کریستوف ویلیبالد گلوک، داستان اسطورهای اورفئوس، نوازندهی چیرهدست را روایت میکند که پس از مرگ همسرش ائوریدیکه، به دنیای مردگان سفر میکند تا او را بازگرداند.
مردی خجالتی با فرشته مرگ دلربایی ملاقات میکند که پیشنهاد میدهد او را با خود ببرد. مرد حاضر است با او برود، به شرطی که فرشته مرگ به او کمک کند از کسانی که اذیتش کردهاند انتقام بگیرد. اگر مرد از مرگ فرار کند، فرشته مرگ جاودانگیاش را از دست میدهد. چه کسی دوباره از مرگ پیشی خواهد گرفت؟
لیارا به ایتالیا سفر میکند و بدون برنامهریزی قبلی، ویلایی را که محل آشنایی والدینش بوده است، خریداری میکند. او خیلی زود درمییابد که از عهده مدیریت و بازسازی این ملک برنمیآید. بنابراین، مجبور میشود از یک وکیل که اکنون به حرفه تعمیرکاری مشغول است، برای کمک در نوسازی ویلا یاری بخواهد.
این سفر، بینندگان را به اعماق ذهن پیرو و لارا میبرد، جایی که خودهای درونی آنها به چالش کشیده میشوند. در این میان، افکار پنهان و کشمکشهای درونی که جهتدهنده انتخابهای ما هستند، هویدا میگردند.
یک متصدی مهمانخانه، سفری ۷۰۰ کیلومتری با دوچرخهٔ برقی را برای خودشناسی آغاز میکند. این ماجراجویی با هدف پایداری زیستمحیطی، بازسازی روابط اجتماعی و کشف دوبارهٔ واقعیتهای کوچک و محلی صورت میگیرد.
این اثر، بزرگترین داستان عاشقانه تمام اعصار را در قالب یک موزیکال پاپ اصیل به تصویر میکشد. داستان آن برگرفته از رویداد واقعی است که الهامبخش نمایشنامه «رومئو و ژولیت» اثر ویلیام شکسپیر بوده است.
آثار هنری دوره رنسانس در مکانهایی مانند گالری اوفیتزی و کلیساهای رم، شامل پرترههایی از افراد آفریقایی و آفریقاییتبار هستند که تاکنون مورد توجه قرار نگرفتهاند. این موضوع سؤالاتی را درباره هویت، خاستگاه و دلایل به تصویر کشیدن آنها مطرح میکند.
جوانا صاحب کسبوکار خانوادگی فرآوری سنگ شده است. او با وجود ارتباط نزدیک با مادر و دخترش، آلیدا، نمیتواند با آنها رابطهای کاملاً صمیمانه و شفاف داشته باشد.
آندروچیو، فراری جوانی که از طاعون در اروپا گریخته، برای یافتن درمان به «روستای جادوگران»، تریورا، میرود. در این سفر، همراهی مرموز او را در دنیایی که مرز میان واقعیت و کابوس در آن نامشخص است، راهنمایی میکند.
این داستان، ماجرای واقعی نوونکا فرناندز، زن جوانی در اسپانیا در دهه ۱۹۹۰ را بازگو میکند. او با شجاعت تمام، آزار و اذیتی که از سوی رئیسش در محل کار تجربه کرده بود را گزارش داد. پایداری و مقاومت او، سرآغازی شد برای مبارزه با رفتارهای نادرست در محیطهای کاری در کشور اسپانیا.
کشاورزی به نام «تاچو» که زندگیاش را با کشاورزی میگذراند، پس از شنیدن خبر فوت دخترش، برای بردن پیکرش به خانه، به شهر میرود و با دنیایی ناآشنا روبهرو میشود.
آنا، زنی ۳۳ ساله، ۱۵ سال حبس را به دلیل قتل خواهر دوقلویش گذرانده است. او که در زمان وقوع حادثه به سن قانونی رسیده بود، با وجود اتمام دوران محکومیت، همچنان با قضاوت خود و دیگران دست و پنجه نرم میکند. او برای دوری از رویارویی با مادرش، به شهری کوچک در توسکانی فرار کرده و به عنوان کتابدار مشغول به کار شده است.
کتابخانه فیلوسفیکا هرمتیکا، شامل بیش از ۲۵,۰۰۰ کتاب کمیاب در زمینه کیمیاگری، هرمتیکا و عرفان، اکنون در موزه سفارت ذهن آزاد قرار دارد و بخشی از حافظه جهانی یونسکو است.
این فیلم در سیسیل اتفاق میافتد و ماجرای کارگردانی را روایت میکند که مجبور میشود زیر فشار مافیای تبهکار، فیلمی را بسازد. این فیلم به نوعی «فیلمی در دل فیلمی دیگر» است و فساد، تبعیض و کلیشههای موجود در دنیای هنر را برملا میکند.