همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
پس از مرگ همسرش، سرآشپز حرفه ای چنگ با پسر خردسالش به روستایی دورافتاده در فنلاند سفر می کند تا با یک دوست قدیمی فنلاندی که زمانی در شانگهای ملاقات کرده بود، ارتباط برقرار کند.
این فیلم چهار داستان مجزا اما مرتبط از زندگی در فنلاند را روایت میکند. از یک هنرمند درامز و گروه موتورسواری جوان گرفته تا یک خبرنگار مشهور و یک کارگردان فیلم علمی تخیلی، هرکدام داستانی منحصر به فرد دارند که در نهایت به هم گره میخورند
پاییز 1944، استونی. ده ها هزار نفر از ترس نزدیک شدن به خط مقدم میهن خود را ترک می کنند. برخی از روستاهای ساحلی کاملاً خالی مانده اند. زن جوانی با چشمان بزرگ خاکستری از قایق پیاده می شود. ایتلا آخرین قایق را ترک می کند، بنابراین آخرین فرصت خود را برای فرار از دست می دهد...
جوانی فنلاندی، برای کمک به بازسازی کلبهی ییلاقی پدرش کنار دریاچه، به زادگاهش بازگشت. در آنجا، با طارق، پناهجوی جوانی از سوریه آشنا شد. دوستی صمیمانهای بین آنها شکل گرفت و تابستان گرم را با هم گذراندند.
وارس، کارآگاه خصوصی، با پروندهای جدید روبرو میشود. موکل او خواهان تحقیقات خصوصی است، اما وارس با وجود زیبایی همسر موکل، بوی خیانت را به مشام میرساند.