رومولو و سالواتوره دو مرد جوان همسایه و دوست هستند. آنها با والدینشان در پیازا ناوونا در رم زندگی میکنند. آنها فقیر اما خوشقیافه هستند و هر دو عاشق جیووانای زیبا میشوند.
برنده 3 جایزه اسکار همچنین دریافت 46 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 60 جایزه دیگر.
داستان زنی در برزیلِ تحت دیکتاتوری نظامی است که پس از یک اتفاق خشونت بار، مجبور به تغییر مسیر زندگی خود و فرزندانش می شود. او با چالش های زیادی روبروست و باید برای ساختن آینده ای جدید، تلاش کند.
یک جراح فلسطینی پس از یک شیفت طولانی شبانه با ماشین به خانه برمیگردد، اما خبر ندارد که رفت و آمد از طریق جادهای متروک در کرانه باختری او را برای همیشه تغییر خواهد داد.
ادی یک سرباز کهنه کار و خسته از زندگی است . او به صحرا می رود و در آن جا سرگردان می شود در نزدیکی یک شهر با چند ارازل و اوباش روبه رو می شود و آن ها هم موتور او را می گیرند و هم او را به حد مرگ کتک می زنند. حالا او می خواهد انتقام خودش را از آن ها بگیرد...
فیلم موستانگ داستان مردی به نام رومان کلمن را روایت میکند، یک زندانی که به او فرصت مشارکت در یک برنامهی درمانی نوتوانی شامل تمرین دادن به اسبهای وحشی موستانگ داده میشود و…
در سال 1978، در شهر بوستون گروهی از باند های قاچاق اسلحه تصمیم می گیرند با یکدیگر شراکتی بزرگ انجام دهند تا هریک از آنها در این معامله سود ببرند.آانها اسلحه های زیادی را در یک انبار مخفی جاسازی میکنند تا بعدا با قاچاق کردن شان، بتوانند پول هنگفتی را وارد جیبشان بکنند. ولی اختلافاتی که بین آنها به وجود می آید و ...
جان برنان به همراه همسرش لارا زندگی بسیار خوب و شادی دارند و خانواده ای خوشبخت به نظر می رسند.تا اینکه لارا به جرم انجام قتل دستگیر می شود و در دادگاه به سه سال زندان محکوم می گردد .در حالی که جان و سایر افراد خانواده به این باور هستند که لارا بیگناه است. خانواده ی او تمام تلاش و کوشش خود را می کنند تا به شکلی بیگناهی او را ثابت کنند و …
امیلیو نوجوانی باهوش و درونگرا است که با عدم تحمل رابطه محرمانه پدرش داریو، استاد دانشگاه چپگرا، و دانشجوی سابقش جولیا زندگی میکند. وقتی ساندرو فراری، معشوق جولیا، در یک ایست بازرسی کشته میشود، امیلیو به پلیس میگوید که چگونه این مرد جوان به خانه آنها رفت و آمد میکرده است.
به پلیس آنتونیو دستور داده میشود که رزتا ۱۱ ساله و برادرش لوسیانو را از میلان به پرورشگاهی در سیسیل ببرد. مادر آنها به جرم مجبور کردن رزتا به فحشا زندانی شده است. آنتونیو که تمایلی به این کار ندارد، خیلی زود یاد میگیرد که با بچهها همدردی کند.
بلافاصله پس از سقوط کمونیسم در آلبانی، دو ایتالیایی به آنجا میروند تا با ایجاد یک شرکت جعلی، پولهای سرمایهگذاری را اختلاس کنند. آنها یک زندانی سیاسی سابق را به عنوان رئیس/عامل سقوط انتخاب میکنند که معلوم میشود بیش از آنچه به نظر میرسد، شرور است.
سارا به عنوان دستیار در ستاد ارتش در پراگ کار میکند. او زنی جذاب است که مردان جوان دور و برش را گرفتهاند، اما شریک زندگی ندارد. وقتی او با مارتینِ دلربا و جذاب آشنا میشود، بالاخره عشق زندگیاش را تجربه میکند.