ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
وقتی معترضان به مرکز بخارست هجوم میبرند، حس رهایی از اسارت خود باعث میشود سامی مستقیماً با واقعیت ارتباط برقرار کند. او که با دوربین در صحنه حضور دارد، قربانی ژاندارمها میشود.
گروهی از پسران جوان، و یک دختر، یک جگوار کانورتیبل را پیدا کرده و میدزدند، و تصمیم میگیرند به سمت دریا برانند. چیزی که به عنوان یک تفریح شروع میشود، به سفری نسبتاً طاقتفرسا تبدیل میشود.
نیا کاستل و دیدونا برای شرکت دخترشان تینا در مسابقه زیبایی Miss Litoral که در ساحل مامایی اعلام شده است، هزینه های بسیاری را متقبل میشوند. اما تینا عاشق دورل ، پسر خجالتی و حسود است که ...
یک بازیگر رومانیایی متواضع در 30 سالگی، که به سختی بین یک قسمت پیچیده در یک موزیکال، یک همسر افسرده، و وسواس یک زلزله قریب الوقوع و ویرانگر زنده می ماند، قربانی پدرخود می شود...
دو بچه از روستای خود فرار می کنند تا در شهر بزرگ بازیگر شوند! این فیلم در مورد سفر حماسی آنها و ماجراهایی است که آنها قبل از رسیدن به مقصد نهایی خود می گذرانند: هالیوود. عکسبرداری در مکانی در ترانسیلوانیا، رومانی نشان میدهد ...
نای جیریمه، آرایشگری از یک بخش بوخارست در قرن نوزدهم، معشوق جدید خود را در شخص دیدینا پیدا میکند. این باعث میشود که غیرت دیوانهوار معشوق روحانیاش، میتا بستون، و پامپون، عشق رسمی دیدینا، پنهان شود ...
در آیندهای نزدیک، آفیزی و لوک برای نجاتِ الیزابت و نابودیِ نهاییِ خونآشام، به اعماقِ رومانیِ جنگزده سفر میکنند. در این مسیر، با یک خبرنگارِ تلویزیونی و گروهی از شورشیانِ مبارز علیه خونآشامان روبرو میشوند...
3 داستان جداگانه در طول دو روز اتفاق می افتد. مسیرهای کاراکترها قطع می شود و ناخواسته بر یکدیگر تأثیر می گذارند. این سه داستان نه تنها توسط شخصیتها، بلکه با بازخوانیهای یک مضمون در فهرستهای مختلف با هم متحد میشوند...
یک فضانورد مشتاق سفینه خود را برای برخاستن آماده می کند، تیغ را به برق می زند و باعث خاموشی می شود. در تاریکی عمیق، پسرک خود را در حال ملاقات با شخصیتهای ادبی تصور میکند که خوانندگان گذشته را با داستانهای سفر فضایی خود مجذوب خود کردهاند...