ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
در سال ۱۹۴۴، دفتر MI9 برای یافتن و کمک به فرار خلبانان متفقین سرنگونشده در اروپای شرقی، صهیونیستهای مهاجر از این مناطق به فلسطین را به عنوان جاسوس استخدام میکند. این افراد درگیر ماجراهای جنگی، سیاسی و شخصی میشوند.
هوریا، نوجوانی بیقرار و بیتاب، با موتورسیکلت قدیمی پدرش دل به جاده میزند تا مسیری طولانی را برای رسیدن به معشوقش طی کند. در میانه راه، دختری ۱۳ ساله به نام استلا که شخصیتی سرزنده و جسور دارد، به او ملحق میشود و این همراهی به شکوفایی دوستیای غیرمنتظره و عمیق میان آن دو میانجامد.
«منتوری» روایتگر داستان جانی بالتا، وارث ناپخته یک امپراتوری مالی است. پدرش، دورین، پس از تصادفی، او را از خانه طرد کرده و شش ماه فرصت میدهد تا با کمک خواهرش مگدا، مسئولیتپذیری خود را ثابت کند.
نُه دونده استقامتی در مسیری ۲۵ روزه، طولانیترین و زیباترین مسیر پیادهروی رومانی، "ویا ترانسیلوانیکا" را از شمال به سمت دانوب پیمودند. این چالش همراه با سختیهای فراوان بود و هیچ تضمینی برای اتمام آن توسط دوندگان وجود نداشت.
در رومانی دهه ۱۹۲۰، میخائیل پس از سالها دوری، به روستایش بازمیگردد تا از النای بیوه خواستگاری کند. اما او در ابراز عشقش مردد میشود و از کشیش روستا کمک میخواهد. اوضاع زمانی بغرنج میشود که میخائیل متوجه میشود النا خواستگار دیگری به نام ماندرلو دارد، در حالی که اهالی روستا در حال تدارک چیزی هستند.
چهار نوجوان برای رسیدن به آرزوهایشان، با فروش آنلاین جزوات SAT کسب درآمد میکنند: سُفی برای دانشگاه سوئیس، الکس برای استودیوی ضبط، آمالیا برای تحت تأثیر قرار دادن پدرش و تومیتا برای ماجراجویی. اما این موفقیت دیری نمیپاید و آنها با واقعیتهای زندگی روبهرو میشوند.
سه شخصیت به نامهای «برف، چای و عشق» در حین فرار از زندان، به توانایی سفر در زمان دست مییابند. در این میان، جنگی بزرگ در حال وقوع است و امپراتورها به دنبال قدرت و ثروت هستند. زمان برای نجات افرادی که باید نجات پیدا کنند، در حال اتمام است.
مردی بیهدف به نام کاستیکا به طور ناخواسته نامزد ریاست جمهوری میشود. حزب حامی او فاسد است و قصد دارد با شکست در انتخابات به اختلاس ادامه دهد، در حالی که کاستیکا فقط به فکر حل مشکل جای پارک همسایهاش است.
"مرگ در تعطیلات" داستان سه شخصیت را روایت می کند که به طور ناگهانی به "دوستان نیازمند" تبدیل می شوند. آنها با تمام وجود سعی می کنند تا رضایت یک زن سالخورده، تنها و ثروتمند به نام رودیکا را به دست آورند، به این امید که وارث ثروت او شوند.
سه دوست، یک قمارباز ورشکسته و دو فرد نادان، برای فرار از بدهیهای قمار خود، تصمیم میگیرند دختر خودخواه و مشکلدار یک میلیاردر تازه به دوران رسیده را به دام بیندازند و با او ازدواج کنند.
یک تریلر خونین (چیزی شبیه به ترکیب آگاتا کریستی و منطقه Twilight) به "پشت صحنه" خودش تبدیل میشود، یک گفتگوی واقعاً پرحرف - گفتگویی درباره فیلم، درباره ترس، درباره داستان. نوعی فیلم که هرچه کمتر بدانی، بهتر است.
در سال ۱۹۸۹، با آغاز انقلاب رومانی، زندگی شش نفر به دلیل اعتراضات و مشکلات شخصی با هم درآمیخت و در نهایت به سقوط ناگهانی رژیم کمونیستی و سرنگونی چائوشسکو منجر شد.
بُگدان در یک سرقت مسلحانه شرکت میکند و به طور تصادفی باعث مرگ یک نفر میشود. این اتفاق زندگی او را دگرگون کرده و او را با چالشهای اخلاقی بزرگی روبرو میکند.