⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
آرن که پس از کشتن پدر خود و دزدیدن شمشیر او، آواره بیابانها شده، مورد حمله گرگها قرار میگیرد، کیمیاگری به نام شاهین او را نجات میدهد و همراه خود به سفر میبرد. آنها پس از مشاهده شهر هرت که در آن بردهفروشی مرسوم است در منزل زنی پناه میگیرند. از سویی کیمیاگر خبیثی به نام تارتن که سابقه دشمنی با شاهین را دارد درصدد است راز زندگی ابدی را پیدا کرده انتقام خود را از شاهین بگیرد. به همین دلیل زن و آرن را به گروگان گرفته، شاهین را با این ترفند به دام میاندازد…
این فیلم داستان چگونگی ساخته شدن قلعه آزوچی در زمان اودا نوبوناگا پس از اتحاد و سختیهایی را که اوکابه ماتائمون، سر نجار، پشت سر گذاشت تا پروژه را در مدت 3 سالی که به او داده شده بود، به پایان رساند را می گوید ...
یک پدر میانسال نمی تواند جای خود را در محل کار یا خانه پیدا کند. او از توکیو به ایواته منتقل می شود. پدر همسر، دو فرزند و مادرش را با خود می برد. آنها در خانه ای 100 ساله ساکن می شوند. در آنجا در حومه شهر با زاشیکیوراشی ملاقات می کنند و شروع به اتحاد با هم به عنوان یک خانواده می کنند...
تورا سان، یک دستفروش دوره گرد که بیست سال قبل از خانه پدرش بیرون رانده شد ، اما دوباره با عمه، عمو و خواهرش ساکورا ارتباط برقرار می کند. تورا در زندگی آنها خرابی ایجاد می کند...
در سال 1995، ویرانی زمینلرزه بزرگ هانشین، روزنامهنگار کیتا اوندا (کیوزو ناگاتسوکا) را در مورد مرگ برادر بزرگترش در دهههای قبل و کودکی پرفراز و نشیب خود در سالهای پس از جنگ جهانی دوم به تأمل میاندازد...
نویسنده میسوزو ناکاهارا به مشارکت خود در ماجرای 300 میلیون ین اعتراف می کند. در روزهای پر هرج و مرج دهه 1960، میسوزو، یک دختر دبیرستانی تنها از خانواده ای آشفته، پناهگاهی را با برادر نیهیلیست خود ریو و دوستانش پیدا می کند که روز به روز در اطراف یک کافه بار در سایه آویزان می شوند و خود را درگیر رابطه جنسی و مواد مخدر می کنند...
در آخرین روز قبل از اینکه آکیرا دانشآموز دوم دبیرستان به توکیو نقل مکان کند تا به مدرسه دیگری بپیوندد، یک چهارضلعی عشقی عجیب بین همکلاسیهای قدیمیاش نائو، گاکو، تاماکی و او شکل میگیرد که باید در یک دوئل تیراندازی با کمان حل شود...
کِنجی که توسط مادرش رها شده است، با انجام کارهای عجیب و غریب از جمله راندن مهمانداران بار و مشتریانشان به خانه، موجودی ناچیز را از بین می برد. علاوه بر این او از خواهر یک دوست قدیمی در زندان و یک مهاجر غیرقانونی جوان مراقبت می کند. اما...
وقتی ایزومی تحمل دیدن معاشقه مادرش با مردان دیگر را ندارد، خانه را ترک می کند. او نامه ای برای میتسو می فرستد و میتسوئو به دنبال او می رود. اما ایزومی به طور غیرمنتظره ای با تورا سان ملاقات می کند...
تورا سان درست قبل از اینکه خانواده اش برای سفر به کیوشو بروند به شیباماتا باز می گردد. بعداً با یک دوست قدیمی مدرسه روبرو می شود و شروع به احساس نسبت به خواهر هنرمندش می کند...