هر چیزی که ایوی مورگان فکر میکرد میدانست، در حال حاضر سرگردان شده است. اگر نفهمد که به چه کسی می تواند اعتماد کند ، سریع نه تنها قلب او، بلکه خود تمدن از هم می پاشد...
یک دانشجوی جوان هنر از کمبود اعتماد به نفس رنج می برد و استاد خسته از جنگ او با چشم اندازهای تاریک دست و پنجه نرم می کند. به طور غیرمنتظره ای، سرنوشت آنها در سفری عجیب و خطرناک به سوی ناشناخته شروع به درهم تنیدگی می کند...
داستان این فیلم در لندن دهه ۱۹۵۰ میلادی در جریان است و داستان یک کارآگاه و دستیارش را دنبال میکند که به دنبال حل پرونده قتل یکی از عوامل یک فیلم پر فروش هستند...
دیوید یک معمار آمریکایی است که به تازگی برای یک فرصت عالی در یک شرکت معتبر به لندن نقل مکان کرده است. تنها سه روز مانده به کریسمس، او هنوز برای نامزدش که اتفاقاً دختر رئیس است، هدیه ای نخریده . دیوید در حین خرید، با آنجی ، یک خریدار حرفهای برخورد میکند...
چهار سال بعد، چیک به سختی با زندگی خود به عنوان مامور کنار میآید، زمانی که مجبور میشود یک بار دیگر هر چیزی را که دوست دارد به خطر بیندازد تا به دنبال یک جنایتکار به نام یوسی که دختر گریس را میدزدد تا از چیک برای انجام خواستههایش باجگیری کند ، برود . چیک و گریس باید دوباره متحد شوند و یک تیم جدید بسازند تا یوسی را نابود کنند و دختر گریس را نجات دهند...
دو پلیس در حال بررسی یک پناهگاه خالی و وهمآور بیخانمانها با هزارتوی بیپایان فضا هستند و توسط زامبیها مورد حمله قرار میگیرند. آنها در حال کشف این هستند که این زامبی ها چگونه ایجاد شده اند...
سامی در خانه ای برای کودکان کار می کند که قرار است تعطیل شود. این مرد جوان رئیس باشگاه فوتبال المپیک مارسی را متقاعد کرده است که به آنها کمک کند تا ورزشگاه را باز نگه دارند..