ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
جان یک فیلمساز مشتاق است که تصمیم میگیرد با دوستانش یک فیلم بسازد. در صحنه فیلمبرداری، جان با دارما آشنا میشود؛ دختری مرموز. از همان لحظه اول، جان پی میبرد که دارما دختری منحصربهفرد است و در نهایت عاشق او خواهد شد.
زندگی آندرئا، یک زن از طبقهٔ متوسط، زمانی به طور چشمگیری تغییر میکند که پسر ۱۸ سالهاش به اشتباه متهم به جرمی کوچک میشود که مرتکب نشده است و سر از زندان در میآورد. اکنون او باید برای آزادی پسرش بجنگد. این داستان بر اساس یک ماجرای واقعی است.
این فیلم، زندگی دای را به عنوان فردی که در خانوادهای ناشنوا متولد شده (کودا) و مجبور به حرکت بین جهان شنوا و ناشنوا است، بررسی میکند. تمرکز اصلی بر تجربیات پیچیده و نقش او در رفع موانع ارتباطی میان این دو دنیاست.
نمایشنامهٔ صحنهای مشهور هنریک ایبسن که در سال ۱۸۹۱ نوشته شده، اکنون به شیوهای پرشور و باشکوه (حماسی و احساسی) بازتولید شده است.هددا گابلر که میان حسرت گذشته و خفگی حال گرفتار است، در طول یک شب پُرتنش، تمایلات سرکوبشده را آزاد کرده و خود و اطرافیانش را وارد گردابی از دسیسهچینی و خیانت میکند.
قماربازی که سابقهٔ قمار با ریسک بالا دارد و در ماکائو پنهان شده است، زمانی که گذشته و بدهیهایش گریبانگیرش میشوند، با شخصیتی همسرنوشت و آشنا برخورد میکند. این شخص شاید تنها کسی باشد که کلید رهایی و رستگاری او را در دست دارد.
پیا برای فرصت شغلی در سنگاپور و همراهی با رئیسش، آکی را ترک میکند. سالها بعد که بازمیگردد، آکی را به دلیل گذشته دردناکشان، فردی دگرگون و منزوی مییابد.
یک نویسنده جوان برای یافتن الهام، در تعطیلات سانتا مونیکا با زنی اسرارآمیز رابطهای را آغاز میکند که این تجربه برای هر دوی آنها فراموشنشدنی خواهد بود.
میکا، زن جوانی که از خیانت پدرش، ساتورو، و مرگ مادرش ضربه خورده است، به جزایر ریوکیو برمیگردد. او که فکر میکرد پدرش را نخواهد دید، با خبر وخامت حال او مواجه میشود. در این کمدی انسانی دلگرمکننده، ملاقات دوباره کنار بستر بیماری، به کشف حقایق و مرور خاطرات شاد میانجامد. میکا در پایان تصمیم میگیرد که یک هدیه نهایی برای ساتورو تهیه کند.
نوازندهای سرگردان برای آشتی کردن با یکی از دوستان قدیمیاش راهی سفری میشود. در این سفر، دخترِ یاغیِ معشوقه سابقش او را همراهی میکند. آنها در طول این مسیر، غافلگیرانه به لحظات شادی و جشنهای موسیقایی دست مییابند.
یک زن جوان پس از آگاهی از فوت پدرش، که از او جدا بوده است، به زادگاهش برمیگردد تا با حقایق گذشتهای به دست فراموشی سپرده شده و نیروی شومی که در گوشه و کنار خانه دوران کودکیاش پنهان شده، مواجه شود.
معرفی کارگر به محیط معدن و تجربه کار روزمره در تونلهای قدیمی، که همواره با خطر حوادث و بلایا همراه است و کارگران را پیوسته در شرایط دشوار قرار میدهد.
در پی توقف جستجوی پلیس، یک راننده کامیون مصمم از شبکههای اجتماعی برای یافتن خواهرزاده گمشدهاش استفاده میکند و در این روند، خطرات فضای آنلاین و تبعیض نژادی در پروندههای افراد مفقود را افشا مینماید.
فیلم داستان زن جوانی را روایت میکند که در جنگ جهانی دوم به روستایی پناه میبرد. او در آنجا متوجه میشود که ستاد فرماندهی هیتلر در نزدیکی آن روستا قرار دارد.
در دنیایی پس از فاجعهای آخرالزمانی، ویروسی باعث شده تا انسانها به موجودات آدمخوار و خشن تبدیل شوند. در این میان، یک مادر داغدیده که همه چیزش را از دست داده، به یک کلبهی کوهستانی پناه میبرد. در این مکان دورافتاده، او با یک غریبهی زخمی روبهرو میشود که با خود قصهای پر از امید به همراه دارد.
تیاگو سوارس، جوان اهل ریو دو ژانیرو، هیپهاپ را ترک میکند و وارد دنیای باله کلاسیک میشود. او با راهنمایی مربی خود، دینو کاررا (علیرغم رابطه پرچالش)، به شهرت رسیده و در نهایت به رقصنده اصلی باله سلطنتی لندن تبدیل میشود.
بازیگری میانسال که نزد دوستش اقامت دارد و شاعری کهنسال که تنها زندگی میکند، هر دو میزبان هنرمندان جوان و مشتاقی میشوند که درباره حرفه و زندگی آنها کنجکاوی میکنند.