یک گروه از یتیمان پس از اینکه یک بیماری ویروسی جمعیت بزرگسال کشور را از بین میبرد، برای یافتن زندگی جدیدی به سمت جنوب سفر میکنند، اما در آنجا خود را در معرض خطر یک زن روانپریش میبینند که یک راز خطرناک را پنهان کرده است.
هانیای ۱۱ ساله که تازه به شهر آمده، به خاطر اعتقاد به پریها مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. او در تلاش برای اثبات وجودشان، با یک پری غریبه به نام میکال و یک پری واقعی به نام سیندری دوست میشود. سفر آنها به هانیا کمک میکند تا با آغازهای جدیدی روبرو شود و قدرت دوستی را درک کند.
لینکلن پس از دستگیری یکی از الفهای بابانوئل، متوجه میشود که نامش در فهرست شیطان قرار دارد. در حالی که سعی میکند نامش را در فهرست خوبها ثبت کند، با وارونه کردن تصادفی فهرست شیطان/خوب و خراب کردن کریسمس، اوضاع را بدتر میکند.
دختری که مورد آزار و اذیت قرار گرفته به امید صلح به مدرسه دیگری منتقل میشود، اما آسیبهای گذشتهاش او را منزوی میکند - تا اینکه مجموعهای از نامههای مخفی پنهان در اطراف مدرسه را کشف میکند و او را به سفری مرموز برای کشف نیت واقعی فرستنده آنها سوق میدهد.
پس از انفجار زمین، آندری ملنیک، فضانورد اوکراینی، آخرین فرد در جهان هستی میشود تا اینکه تماسی از کاترین، زنی فرانسوی در یک ایستگاه فضایی دوردست، دریافت میکند. با وجود موانع، آندری تصمیم میگیرد او را پیدا کند.
وقتی یک شرکت اسباببازیسازی مرموز از شهرت تازه کشفشدهی لاکپشتها سوءاستفاده میکند، این دو برادر سرنخها را تا نیوجرسی دنبال میکنند و در آنجا به طور اتفاقی با کشف تکاندهندهای روبرو میشوند.
چند دوست که دچار بحران میانسالی شدهاند، تصمیم میگیرند برای غلبه بر این وضعیت، فیلم محبوب دوران جوانی خود را بازسازی کنند. این گروه در راه بازسازی فیلم وارد جنگل میشوند اما در آنجا با اتفاقات پیشبینینشدهای مواجه میگردند.
خانواده جیک و نیتیری پس از مرگ نتایم با غم و اندوه دست و پنجه نرم میکنند و با قبیله جدید و پرخاشگر ناوی به نام «مردم خاکستر» (Ash People) روبرو میشوند که توسط وارانگ آتشین رهبری میشوند، در حالی که درگیری در پاندورا تشدید میشود و تمرکز اخلاقی جدیدی پدیدار میگردد.
سیلی عظیم و فاجعهبار سیاره زمین را فرا میگیرد. در روزی که ممکن است آخرین روز روی زمین باشد، نبردی ناامیدانه برای نجات کودکی از آپارتمانی در حال سیل آغاز میشود.
سه خواهر و برادر بزرگسال که تمایلی به همراهی والدینشان در یک سفر دریایی کریسمس در اروپا ندارند، هر کدام با مسائل شخصی خود دست و پنجه نرم میکنند، اما در طول سفر با شادی، عاشقانه و پیوندهای خانوادگی غیرمنتظرهای روبرو میشوند.
پنج نفر با دریافت پیوند عضو از یک موجود فراطبیعی، به ابرقدرت دست مییابند و با روانبینی دیگر که او نیز از طریق پیوند به قدرت رسیده و خواهان قدرتهای آنهاست، مبارزه میکنند.
اِدا، موش جوانی که رؤیاهای بزرگی در سر دارد، در قالب قهرمان خود، اِد، فرصت شرکت در مسابقات گرندپری را به دست میآورد. او با شجاعت در برابر خرابکاریهای رقیبش ایستادگی میکند و ثابت میکند که حتی کوچکترین شرکتکننده در مسابقه نیز میتواند بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشد.
پس از دو ماجراجویی، خرسی به نام میک-میک آرزوی صلح با خانواده و زنبورهایش را دارد. اما وقتی یک لکلک دست و پا چلفتی دوباره بچه اشتباهی را به دنیا میآورد، رویاهایش نقش بر آب میشود. برای درست کردن اوضاع، میک-میک ماجراجویی عجیب و غریب دیگری را آغاز میکند تا این اشتباه را جبران کند.
دفتر نقاشی دختری در یک برکه میافتد و نقاشیهای او زنده میشوند و شهر را پر از هرج و مرج میکنند. خانوادهی او باید با هم متحد شوند تا این موجودات را که ناخواسته خلق کردهاند، متوقف کنند.
مردی به یک مسابقه تلویزیونی میپیوندد. در این مسابقه، شرکتکنندگان اجازه دارند به هر نقطه از جهان سفر کنند، اما شکارچیانی که برای کشتن آنها استخدام شدهاند، آنها را تعقیب میکنند.
در یک جنگ وحشیانه میان شیاطین، شکارچیان و دشمنان مخفی، دختری اسرارآمیز به نام «رِزه» وارد دنیای دنجی شده است. او اکنون با مهلکترین نبرد خود روبرو است، نبردی که در دنیایی بیقانون برای بقا، از عشق مایه میگیرد.
یک سرباز سابق که اکنون به صورت مزدور کار میکند، برای نجات بیگناهان در سرزمینی که توسط جنگ تکه تکه شده است، میجنگد. او در مواجهه با دشمنان بیرحم و خیانت، برای بقا، عدالت و رستگاری مبارزه میکند.
رمان مورد علاقه دوکجا به شکلی وحشتناک واقعی میشود. این کارمند با تکیه بر اطلاعات دقیقی که از این داستان آخرالزمانی دارد، سرنوشت را به گونهای دیگر رقم میزند.