پوزن در استندآپ کمدی خود به مرگ اسطورههایش، ذات پلید انسانها، علاقه دوباره به یک مجموعه علمی تخیلی و انتقاد از گروههای موسیقی جدید میپردازد. لحن این استندآپ کمدی طنزآمیز، احمقانه، توهینآمیز و گاه ترکیبی از همه اینها است.
داستان انیمیشن بر روی یک یتی (موجود افسانهای در کوههای هیمالیا) دانشمند به نام میگو تمرکز دارد که متقاعد شده است موجودات نادری که با نام «پاکوتاهها (انسانها)» شناخته می شوند، واقعاً وجود دارند. بعد از اینکه میگو بصورت اتّفاقی با یک پاکوتاه برخورد میکند، او این موضوع را در میان همنوعان خود مطرح میکند امّا هیچکدام حرفهای او را باور نمیکنند. طولی نمیکشد که میگو تصمیم میگیرد تا به تنهایی به جستجوی پاکوتاهها بپردازد. این موضوع در نهایت باعث میشود تا زندگی آرام و بهدور از دغدغهٔ یتیها به سمت دنیایی پر سروصدا و شلوغ کشیده شود...
در شب سال نو در هامبورگ، صاحب یک کلوب شبانه برای سرپا نگه داشتن جشن تلاش میکند که ناگهان با چالشهای متعددی روبرو میشود. یک قلدر سابق روسپی، پلیس، یک ستاره راک سابق و عشق زندگی او همگی به دنبال او میآیند.
سوپربت و انتقامجویان عدالت در حالی که تلاش میکنند یک شوهر و پدر خوب باقی بمانند، از دوران بازنشستگی خارج میشوند تا از یخ زدن سیاره تاریک جوکستر و لیسپ لوتور جلوگیری کنند...
راکُو و دوستانش پس از 20 سال زندگی در فضا، سعی میکنند خود را با زندگیِ مدرنِ قرنِ 21 تطبیق دهند. با این حال، راکُو وقتی متوجه میشود که کارتونِ مورد علاقهاش در دههی 90 دیگر پخش نمیشود، سعی میکند خالقِ آن را پیدا کند...
دو رقیب سعی میکنند یک زن سالخورده را برای به دست آوردن یک صفحه گرامافون کمیاب بلوز دهه 1930 فریب دهند. آنها پس از گذراندن بیش از 20 سال در زندان، آزاد میشوند و به دنبال این صفحه گرامافون از حریفی سرسختتر میروند.
در حواشی قسمتِ (Ice Age: Collision Course) "اسکرات" توسط موجودات بیگانه دستگیر میشود، کسانی که بلوط او را نیز دزدیدند، "اسکرت" می بایست قبل از با خبر شدن موجود بیگانه ،هم خود و بلوطش را نجات دهد ..
استیو که از شکست زندگی مشترکش رنج میبرد، برای فرار از مشکلات به کوهستان میرود. اما به جای آرامش، با مشکلات بزرگتری روبرو میشود که در دل طبیعت کمین کردهاند.
فرد به ندرت روزی را بدون زمین خوردن و درد طاقتفرسا به پایان میرساند. او پس از ملاقات با ریگان و مراجعه به یک متخصص طب سوزنی، بالاخره برای درد مزمن و تنهایی همیشگی خود راه حلی پیدا میکند...
در دهه 90 میلادی در پکن با ورود سرویسهای خانگی به بازار پکن، یک پیشگوی سابق به همراه پسر جوانش تصمیم میگیرند که شرکت خودشان را برای تولید فیلمهای قاچاق راهاندازی کنند...
مردم شهر سیسیلی که از فساد به ستوه آمدهاند، شهردار جدیدی انتخاب میکنند، اما فساد در این شهر عمیقاً ریشه دوانده و هیچ امیدی به اصلاح اوضاع وجود ندارد.
مردی که نمی تواند با زنان صحبت کند، با کمک دوستش به دنبال عشق می رود اما با دو خواهر آدمکش روبرو می شوند که به دنبال قربانی برای زنده کردن پدر خود هستند..