یک زوجیاب موفق پس از 15 سال، جرقهی عشق به همسرش را از دست میدهد. جنی اصرار میکند که شوهرش ایان در یک قرار کور - با حضور خودش - شرکت کند. آنها با کشف دوبارهی یکدیگر بهعنوان "آشناهای تازه"، دوباره فرصت عاشق شدن پیدا میکنند...
یک دختر جوان لوس و نازپرورده مجبور میشود با مادرش در یک مأموریت پزشکی در تارلاک همراه شود. در آنجا او با مرد جوانی از دنیایی متفاوت آشنا میشود که جنبه دیگری از زندگی را به او نشان میدهد.
یک حسابدار ترسو سعی میکند به عنوان یک آدمکش زندگی خود را تأمین کند، تا اینکه به هدفی برای رئیس مافیای انتقامجو، گانگسترهای قاتل، پلیسهای دیوانه و یک بلوند جذاب تبدیل میشود - و اگر مراقب نباشد، همسرش هم ممکن است از زندگی دوگانه او بو ببرد...
یک جوان بیچاره حدودا بیست ساله مجبور میشود بعد از اینکه شاهد یک قتل وحشیانه توسط یک گروه آرایشگر جنایتکار میشود، از شهر فرار کند و خودش را نزد قبیلهای از هیپیها پنهان کند.
داستان فیلم در مورد دختری به نام Kiira است که مانند یک دختر معمولی است و دوست دارد با دوستان خود زندگی کند و آرزوی او تبدیل شدن به بهترین نانوا است اما چیزی که او را از دیگران متفاوت می کند این است که او یک خون آشام است.او هرگز در مورد راز خود با هیچکس صحبت نکرده حتی با دوست دوران کودکی خود تسنو . هنگامی که او دوازه سال داشته تسنو در حداثه ای پدرو مادر خود را از دست می دهد و برای زندگی به نزد اقوام خود در شهردیگری میرود حالا او بعد از سال ها بازگشته و در نانوایی Kiira مشغول به کار شده و عشق قدیمی دوباره بین آن دو زنده می شود حال Kiira باید برای این عشق و راز خود راه چاره ای پیدا کند و ...
جِسیکا میلر بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، ناگهان وارد دنیای واقعی و چالش های آن می شود. او برای غلبه بر این دنیای جدید، باید ایمان خود را پیدا کند، صندوقچه خاطرات را باز کند و از مادرش رازهای ساده زندگی را یاد بگیرد...
هنگامی که جاناتان بورک، مشاور مالی، با جنا کیسی، یک وکیل مشتاق آشنا می شود، بهترین دوست جاناتان، اندی رومئو، متقاعد می شود که او دقیقاً شبیه یک ستاره مشهور ...
دو برادر در یک پرورشگاه از هم جدا شدند. سالها بعد ، آنها دوباره با هم ملاقات می کنند و سعی می کنند مادرشان را پیدا کنند. ولی آنچه واقعاً آن ها را آزار می دهد یکی موبد بودایی است و دیگری کشیش مسیحی...
یک محقق پدیدههای ماوراء طبیعی در شب کریسمس در یک آسمانخراش تسخیر شده به دام میافتد و با واقعیت ماوراء طبیعی روبرو میشود. او برای فرار از طبقه یازدهم این زندان مخوف جان خود را به خطر میاندازد...
"کن" پس از اینکه دیگر با سازمان مبارزه با مواد مخدر مواجه می شود، تصمیم به بازگشت می گیرد تا از باقیمانده دوران بازنشستگی اش لذت ببرد. اما طولی نمی کشد که تفریحش تبدیل به جهنم می شود، آن هم توسط شخصی که دست پرورده خود او بوده و اکنون برای پلیس بین الملل کار می کند...
این فیلم داستان پسربچهای دوازده ساله به نام دنیس را روایت میکند که به دو علاقه متفاوت، فوتبال و مد، علاقهمند است. فیلم، واکنشهای اطرافیان دنیس به این علایق متنوع را نشان میدهد.