دانشمندان از اقدامات شدید برای بازگرداندن خاطره یک جاسوس یخ زده استفاده می کنند. آنها باید تمام اطلاعاتی را که او از ماموریتش در مورد یک سلاح جدید مرگبار ساخته شده در شرق دارد به دست آورند...
فضانوردان، در سفر اکتشافی خود به سیاره زهره، با موجودات خطرناکی مواجه شدند. آنها به طور تصادفی، در آستانه برخورد با زنان زیبای ونوسی بودند که به سنت خود، در لباسهای چسبان و براق، در زیر نور خورشید استراحت میکردند.
مقامات آمریکایی برای پایان دادن به جنگ کنترل کامل پرتاب موشک های هسته ای را به یک ابر رایانهی غیرقابل نفوذ می دهند. اما اینکه ابر رایانه با قدرت هایی که در اختیارش گذاشته شده چکار میکند کاملاً غیر قابل پیش بینی است...
دو پسر جوان به صورت مخفیانه سوار یک سفینه فضایی می شوند و خود را در سیاره مرموز Terra می بینند. در آنجا با دشمن قدیمی گامرا، گیائوس و دو بیگانه زن که ذائقه مغز انسان را دارند، روبرو می شوند. گامرا باید بچه ها را نجات دهد...
در دهه ۱۹۷۰ میلادی و در یک آمریکای پادآرمانشهری، دولتی فاشیستی با مکزیک در حال جنگ است. یک انقلابی که به صورت زیرزمینی فعالیت میکند، توسط مأموران دولتی شکنجه میشود. این امر باعث میشود که انقلابیون دیگر با استفاده از روشهای جنگ چریکی، دست به اقدامات تلافیجویانه بزنند، اما پیروزی به آسانی برای آنها به دست نمیآید.
یک دانشمند بیگانه و تیمش از سیاره در حال مرگ خود به زمین فرستاده می شوند تا با رها کردن هیولاهایی مانند خون آشام ها، گرگینه ها و مومیایی ها، جمعیت انسانی را نابود کنند تا زمین را به ارث ببرند...
همه چیز بسیار عالی آغاز میشود و هایاتو با پدر و مادر و سگ خود به خوبی و خوشی زندگی میکند . ناگهان اتفاق بسیار دراماتیکی رخ میدهد و رباتی غول پیکر (که طبق گفتهها، از یک کشتی ارواح فرستاده شده) شهر را ویران میکند و هزاران نفر را به قتل میرساند. همچنین پدر و مادر هایاتو نیز در این اتفاق کشته میشوند و ...
گروهی از دانشجویان دانشگاه کانادا موافقت میکنند که در یک آزمایش روانشناختی وحشتناک شرکت کنند، که باعث میشود آنها قادر به گفتار نیستند، اما قادر به برقراری ارتباط از راه دور هستند.
یک نمایش بدلکاری در غرب وحشی امیدوار است که با یک اسب مینیاتوری از یک دره پنهان ثروت خود را به دست آورد، اما کشف جانوران بزرگ ماقبل تاریخ در آنجا منجر به خطر مرگباری می شود...
تنها بازمانده یک ماموریت نجات بین سیاره ای ، در جستجوی آخرین بازمانده های ماموریت قبلی به سیاره ای وارد می شود که در آن یک میمون بر شهر زیرزمینی انسانها حکومت می کند …
زمانی مدیر یک کلینیک پوست به نام خانه پوست است که به دنبال مربی خود، آنتوان روژ، متخصص پوست دیوانه است. روژ به دنبال یک طاعون فاجعه بار ناشی از محصولات آرایشی ناپدید شده است که کل جمعیت زنان بالغ را از بین برده است.