کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
گروهی از دوچرخهسواران که به سمت یک مسابقه میروند، در صحرا گیر میافتند و خود را در حال مبارزه با خانوادهای از آدمخوارهای همزاد که خارج از زمین زندگی میکنند، میبینند...
یک زن جوان پس از حمله یک قاتل دچار فراموشی می شود و به تیمارستانی روانی منتقل می شود که توسط یک پزشک بی رحم اداره می شود. این پزشک روی بیماران خود با یک داروی کشنده آزمایش می کند و ...
یک ژیمناست آمریکایی به کشور خارجی سفر میکند تا در یک بازی مرگبار شرکت کند. این بازی بیش از ۹۰۰ سال است که هیچکس غیر از بومیان آن کشور نتوانسته در آن پیروز شود.
جان، که صاحب یک انتشاراتی است، با شاعر جدیدی به نام کلارا و نامزدش ملاقات می کند و عاشق کلارا می شود. کلارا به آپارتمان جان می رود و جان نیز همسرش را ترک می کند.
زن جوانی (کاساندرا دلانی) که یک پناهگاه حیات وحش را در جایی دور افتاده اداره میکند توسط سه شکارچی کانگورو که به دنبال بازی جدید وارد پناهگاه شدهاند مورد تهدید قرار میگیرد...
کرسی، یک معمار سابق و یک مراقب حرفه ای، متوجه می شود که دوست قدیمی اش پس از ضرب و شتم وحشیانه توسط گروهی از اراذل و اوباش مرده است. آیا کرسی می تواند انتقام مرگ دوستش را بگیرد؟...
گروهی از فیلمسازان برای ساخت کلیپی موسیقیایی به یک کارخانه متروکه در منطقهای کوهستانی پناه میبرند. اما پس از وقوع بهمن و محبوس شدن در آن مکان، با خانوادهای خونآشام روبرو میشوند که به آنها حمله کرده و بسیاری از آنها را میکشد.
مولی، روسپی سابق، با کمک ستوان اندروز توانسته زندگی خیابانی خود را ترک کند. او حقوق می خواند و زندگی عادی دارد. هنگامی که اندروز توسط یک باند وحشی کشته می شود، او به عنوان فرشته به خیابان ها باز می گردد تا قاتلان خود را پیدا کند...
ادگار، یک قاچاقچی جنسی، مردان خود را می فرستد تا گروه هایی از زنان را به ملک خود در جنگل فریب دهند، آنها را زندانی کنند و بفروشند. یک زن قوی فکر از فروش امتناع می کند و نقشه فرار می کشد، در حالی که دختران دیگر را متقاعد می کند که به او بپیوندند...